الشيخ رسول جعفريان
71
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
1121 ) است . « 1 » در اين دوره عمدتا از عامه به عنوان نواصب ياد شده اما وصف و تعريف دقيقى از مفهوم ناصبى صورت نگرفته است . كتابهايى نظير الشهاب الثاقب فى رد النواصب از همان ماحوزى با تفسير عمومى اين دوره از ناصبى نوشته شده است . نمونهء ديگر هم كتاب انساب النواصب از علىّ بن داود خادم استرآبادى معاصر شاه عباس دوم ( م 1077 ) است . از ميان متونى كه جنبهء سياسى - مذهبى داشت ، و مىتوان گفت يكى از تندترين متون مذهبى بر ضد دولت عثمانى نيز هست ، نامهء طهماسب به سلطان سليمان است ؛ آن هم زمانى كه سليمان تهديد به لشكركشى بر ضد ايران كرده است . در اين نامهء مفصل ، طهماسب ضمن اشاره به پيروزى مواليان اهل بيت عليهم السلام در ايران ، سخن از منكوب شد « منافقان نابكار و سنيان خارجى » كرده ، از سرنگون شدن « لواى تكبر و تجبر » آنان اظهار مسرّت مىكند . وى از توسعهطلبى دولت عثمانى - كه آنان را « محيى آل زياد و آل مروان و آل عثمان » دانسته - و وسوسهء مكرر آنان براى « هواى پادشاهى ايران » ياد كرده است . شگفت آن كه در اين نامه ، طهماسب - به احتمال ، به دليل وجود سربازان مسيحى در ميان عثمانىها - از آنان با عنوان « فرنگيان بىايمان و بقية السيف آل مروان » ياد كرده است . طهماسب ، با اشاره به درگيرى واقعشده ميان دو سپاه و قرار صلح ، از مذاكرات دو طرف ياد كرده و گفته شده است كه شرط عثمانىها براى صلح با صفويان آن بوده است كه « تا دست اعتصام از محبت اهل بيت كوتاه نكرده ، قدم در طريق ناصواب و اعداى خاندان نكنيد و شعار بىمدار ابو بكر و عثمانى و معاويه و يزيد اختيار نكنيد ، ميانهء ما و شما صلح وجود نمىگيرد » . در اينجا طهماسب با حمله به سليمان ، وى از « معدن خبث و كان تلبيس و مايهء شرك و اصل اباحت و مركز كفر و محل نجاست و مجمع خبائث و نفاق و مظهر عناد به خاندان نبوت » دانسته و صلح با او را پسنديده نمىداند . با خارجى كه باد بر او زندگى حرام * انگشت بر نمك ز سر اشتها مزن انگشت بر كف تو از آن پنج آفريد * يعنى كه جز به دامن آل عبا مزن شاه طهماسب با اشاره به اين كه سليمان ، خاندان صفوى را « سيادت اكتساب » دانسته و به نوعى در اين باره اظهار ترديد كرده ، برآشفته و آن را از قبيل اتهام لشكر كوفه خطاب به امام حسين عليه السلام دانسته است كه نسبت او را با پيامبر ( ص ) انكار مىكردند . « 2 » وى سپس با اشاره به آباء و اجداد سلطان سليمان ، از درآميختگى نژادى آنان با فرنگىها - از طريق زنان و مادرانشان - آنان را لئيم و پست خوانده است . وى در اين نامه
--> ( 1 ) . نك : حائرى ، عبد الحسين ، فهرست نسخههاى خطى كتابخانهء مجلس ، ج 10 ، ص 833 ( 2 ) . نوايى ، شاه طهماسب ، ص 213