الشيخ رسول جعفريان
65
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
شهيدى كه در دانش مستشهد و مستند فضلاى عصر و از معتمدان ظرفاى دهر بود در همين تاريخ ( 906 ) مذهب ناحق تاريخ يافته بود . » وقتى اين خبر به گوش شاه اسماعيل رسيد او را احضار كردند و او از روى تقيّه گفت كه تاريخ « مذهبنا حق » است نه مذهب ناحق . « 1 » همين راقم ، نامهء شيبك خان ازبك را به شاه اسماعيل آورده است . شيبك خان ، شاه اسماعيل را تهديد كرده است كه « ترك اين آيين كن ، و سالك جادهء عصيان مباش ، و طريق اهل سنّت و جماعت كه جز اين راه نيست ، پيشنهاد خاطر فاتر دار ، و از صراط مستقيم شريعت پاى اطاعت بيرون منه ، در اين فعل قبيح و عمل شنيع كه تصوّر خيريّت كردهاى ، نايرهء شرّى است كه موجب احراق و مستوجب احتراق اجزاى وجود و بود بىنمود خواهد شد . » در غير اين صورت « حصار اصفهان را هر چند برج و باره به اوج افلاك رسانيده ، با حضيض خاك برابر خواهيم كرد ، و به قانونى گوشمال دهيم كه تا صداى صور قيامت از ياد سامعهء اهل عراق بيرون نرود » . « 2 » از اتفاق شيبك خان در اين جنگ كشته شد . زمانى كه در حملهء بعد فرماندهء سپاه قزلباش ، نجم ثانى در جنگ با ازبكان كشته شد ، راقم سمرقندى از اين اشعار ياد مىكند : شد ز آتش محاربهء سنيان پاك * نجم ستارهء سوختهء رافضى هلاك « 3 » فضل الله بن روزبهان خنجى كه در سال 918 به عبيد الله خان پيوست ، دربارهء غلبهء وى بر بابر شاه ، مادهتاريخى سروده كه بيت آخرين آن چنين است : اقبال داشت بابر تا بود زَ اهل سنّت * چون يار رافضى شد ، افتاد در تدابر « 4 » سمرقندى دربارهء فتح مشهد مقدس ، توسط عبد الله بن اسكندر خان و قتلعام اهالى گزارش جالبى دارد . به نقل وى عبد الله خان « به هر قريه و ولايت كه معطوف مىداشت به مضمون إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها « 5 » گرد از نهاد خاكيان آن مكان بر مىآورد و در زير سم سمند جهانپيما غبار هريك را به باد فنا مىدادند . » آنگاه به مشهد رسيد و « حصار مشهد را كه در كمال رفعت بود ، چون حلقهء نگين تنگ گرفت ، مردم آنجا ابواب قلعه را همچون در دولت بر روى خود مسدود كردند » بالاخره مشهد را فتح كرد « و مردم مشهد را از خواص و عوام حكم قتل عام فرموده ، مقيّد زندان گردانيد و حدوث اين واقعه در شهور [ سنهء ] 990 بود . » جالب آن كه يكى از « فضلاى معتبر » براى اين حادثه اين مادهتاريخ را
--> ( 1 ) . همان ، صص 203 ، 204 ( 2 ) . همان ، صص 127 - 128 ( 3 ) . همان ، ص 241 ( 4 ) . همان ، ص 240 ( 5 ) . نمل ، 34