الشيخ رسول جعفريان

50

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

تشيع هولاكو - جد ازبكان - به دست خواجه نصير و تشيع خدابنده به دست علامهء حلى براى وى سخن گفت . شيبك خان بحث را ادامه نداد . شيخ‌زاده از سيادت شاه اسماعيل سخن گفت و گفت كه هدف وى موعظت است كه شيبك خان او را از مجلس بيرون كرد . قاضى احمد قمى پس از نقل اين مباحث ، متن نامهء شاه اسماعيل به شيبك خان را آورده كه مهم‌ترين استدلال‌هاى شاه اسماعيل براى رواج تشيع در آن آمده است . او پس از استدلال به آيات و روايات در باب اهتمام به اهل بيت عليهم السلام مىگويد : چه الحق در اين جانب ، غير ترويج مذهب حق ائمهء هدى و اجراى احكام شريعت غرّاء و طريقهء بيضاء مصطفى و مرتضى كه آيات بينات كتاب و احاديث صحيحهء نبوى به حقيقت آن دو شاهد عدل مذكىاند ، كه در نظر محبوسان تيه تقليد و مسجونان سجن تقييد و تقيد كه به افسانه‌هاى آباء دون بر حسب فرمودهء آيهء كريمه إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ « 1 » خرسند و پايبند شده‌اند ، منكر و غريب و بدعت و بىتقريب نمايد ، واقع نيست : « راه حق اين است نتوانم نهفتن راه را » ز مشرق تا به مغرب گر امام است * على و آل او ما را تمام است شاه اسماعيل در ادامه نوشت : غرض اصلى و مقصد كلى از ارتكاب امور فانيهء دنيوى و تمشيت صورى ، غير اشاعت احكام شيعهء طاهره و اذاعت آثار فرقهء ناجيه كه تا غايت انوار اسرار فروع و اصول آن در حجاب ظلم و ظلام مخالفان دين و دولت مختفى و منطوى بوده نبوده و نيست و الا همّت بلند مرتضوى اعتلا و نهمت ارجمند صفوى انتما كه ارثا و جبلّا از تعلّق به امور دنيّهء دنيا و توجه به سلطنت جزويهء اين سرا تنفّر و ابا دارد ، ارفع و اعلى از آن است كه به زخارف خسيسه و حطام ريهء خبيثه التفات نمايد . « 2 » به نقل منابع ، نخستين بهانهء ازبكان براى تسلط بر خراسان و مقابله با صفويان ، همين نزاع شيعه و سنى بود . زمانى كه نمايندهء شاه اسماعيل در سال 916 نزد شيبك خان رفت « اول حكايتى كه خان مذكور ساخت ، حكايت مذهب بود كه چرا مذهبى احداث كرده ، سبّ صحابه مىنمايند » ؟ « 3 » شيبك خان در نامه‌اى ، شاه اسماعيل را اين چنين تهديد كرد : « ترك اين آيين كن و سالك جادهء عصيان مباش و طريق اهل سنّت و جماعت كه جز اين راه نيست پيش‌نهاد خاطر فاتر دار و از صراط مستقيم شريعت پاى اطاعت بيرون منه ، در اين فعل قبيح و عمل شنيع كه تصور خيريّت كرده‌اى ، نايرهء شرّى است كه موجب احراق و مستوجب احتراق اجزاى

--> ( 1 ) . زخرف ، 22 ( 2 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ص 105 - 108 ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 102