الشيخ رسول جعفريان
35
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
شعبان 1024 . « 1 » دستكم ، بخشى از پاسخ اين پرسش ، در بحثى است كه ما در جاى ديگرى تحت عنوان پيدايش تسنن دوازده امامى ارائه كردهايم . « 2 » بر اساس اين نگرش ، يك حركت مذهبى ، از قرن ششم - هفتم هجرى به بعد در ايران و بسيارى از نقاط ديگر اطراف آن پديد آمد . در آن بحث ، شواهد فراوانى براى وجود چنين جريان فكرى كه زمينهساز بروز تشيع دوازده امامى بوده ، آورديم كه طبعا تكرار آن در اينجا ، ضرورتى ندارد . تنها به ارائهء يك شاهد تاريخى مهم كه در آنجا از آن ياد نكردهايم ، مىپردازيم . يكى از چهرههاى علمى ايران كه در فلسفه و ادب و فقه تخصص داشت و در يزد پيش از عصر صفوى كه تا آستانهء ظهور اين دولت در قيد حيات و مسند قضاوت بود ، قاضى كمال الدين حسين ميبدى ( م 909 ) هجرى است . از وى آثار فلسفى متعدد و شرحى بر ديوان منسوب به امير مؤمنان علىّ بن ابى طالب عليه السلام بر جاى مانده است . وى از عارفان صوفى مسلك و مريد مكتب محيى الدين عربى است . فواتح هفتگانهء وى در مقدمهء شرح او بر ديوان ، نشانگر تمايل همزمان وى به مذهب تسنن ، فاصلهء وى از مذهب تشيع و علاقهء وى به دوازده امام و اعتقاد به ولايت آنان است . اينها مشخصات تسنن دوازده امامى ، يعنى همان بسترى است كه صفويان بر روى آن قرار گرفته و تشيع تولايى را به تبرايى توسعه دادند . قاضى ميبدى ، در سال 909 به دستور شاه اسماعيل كشته شد ؛ « 3 » و اين ظاهرا به دليل موضعگيرىهاى او در برخورد با روافض است كه نمونههاى آن را در شرح ديوان مىبينيم . در جايى مىنويسد : « زنهار و هزار زنهار كه در شأن خلفاى ثلاثه ، اعتقاد فاسد مكن . . . » و سپس خبر محيى الدين عربى را دربارهء رافضيان آورده است . « 4 » به عقيدهء وى ، امام على عليه « بعد از نبى ، ولى و وارث و امام و وصى بود اما خليفه نبود » . « 5 » با اين حال ، به شمارش يكايك امامان نشسته و مهدويت امام زمان عليه السلام را نيز آورده است . « 6 »
--> ( 1 ) . اعظمى واقفى ، ميراث فرهنگى نطنز ، ص 57 ( 2 ) . جعفريان ، رسول ج ، تاريخ تشيع در ايران ، ج 2 ، ص 726 ( 3 ) . قاضى احمد قمى نوشته است : هم در اين سال ( 909 ) منصب صدارت به قاضى محمد كاشانى مفوض شد و . . . قاضى حسين ميبدى روز شنبه بيست و نهم شهر شعبان سنهء مذكوره به غضب صاحبقرانى گرفتار شده ، دفتر حيات را به باد فنا داد . ( خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 80 ) . واله اصفهانى هم نوشته است كه چون به تسنن مشهور بود « لاجرم در سنهء 909 به فرمان قهرمان قهر خاقان سكندرشان مؤاخذهء گشته به ياران و دوستان خود پيوست » . ( خلد برين ، ص 310 ) و بنگريد : مقدمهء مصححين بر شرح ديوان ، ص سى و هفت . ( 4 ) . ميبدى ، شرح ديوان ، ص 206 - 207 ( 5 ) . همان ، ص 210 - 211 ( 6 ) . همان ، صص 200 - 201