الشيخ رسول جعفريان
139
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
( 4 ) گزيدهء منابع فكر و فقه سياسى شيعه در دورهء صفوى مقدمه ديدگاههاى سياسى شيعه جز تا اين اواخر به صورت متمركز و منضبط عرضه نشده بود و در گذشته نيز ، تنها در ميان مباحث مختلف اعتقادى ، فقهى ، تاريخى و فلسفى ، مباحثى در اين باره طرح شده بود . از آنجا كه شيعيان بحث امامت را اعتقادى مىدانستند ، مسائل و مباحث مهمى كلامى - سياسى خود در اين باره را در مباحث اعتقادى عرضه كردهاند كه غالبا مربوط به امامت معصوم عليه السلام است . اين مسئله ، افزون بر اينكه از نظر نقلى و تاريخى بسيار مورد توجه قرار گرفته ، كاوشهاى عقلى فراوانى نيز دربارهء آن صورت گرفته است . ازاينرو بحث امامت ، خاصه در موضوع امامت معصوم ، بسيار غنى است ؛ اما به دليل بىتوجهى به اين مسئله در عصر غيبت ، مباحث موجود ، محدوديت خاص خود را دارد . مسائل مطرحشده در امامت معصوم مىتواند پشتوانهء اساسى براى بحث از بينش شيعه دربارهء اهميت امامت و جايگاه آن در حفظ و هدايت جامعهء اسلامى باشد ؛ بدين معنى كه شيعه ، اولا به الهى بودن حكومت و ارتباط ميان ولايت آسمانى و زمينى تأكيدى ويژه دارد ؛ به علاوه با تكيه بر ويژگىهاى بسيار مهمى كه براى امام تعريف كرده ، خود را در برابر نگرشى قرار داده است كه خود را ملزم مىدانست با پايين آوردن سطح امامت ، از خلفا و سلاطين آلوده اموى و عباسى دفاع كند . نفس اين تفاوت ، مىتواند در طرح بينش سياسى شيعه مهم و قابل توجه بوده و تأثير زيادى در ديدگاههاى آن مذهب در عصر غيبت داشته باشد ؛ چنانكه آن مباحث اعتقادى ، به گونهاى خاص و البته كلى ، مسألهء رهبرى در دورهء غيبت را تا اندازهاى جهتمند كرده است . به سخن ديگر بايد توجه داشت كه از ديد شيعه ، همين غيبت ، متضمن نوعى حضور است و البته بحث در كيفيت اين حضور كه در قالب نيابت خود را نشان مىدهد ، محل اختلاف بوده است . با اين حال ، و از زاويهء ديگر ، نفس وجود امام غايب ، تا حدى مانع از آن شده است تا بحث جدى دربارهء رهبرى در عصر غيبت صورت گيرد ؛ آن هم بيشتر به اميد همان حضور ناآشكار و اينكه عنقريب آشكار خواهد شد .