الشيخ رسول جعفريان
135
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
روزگار ناصر الدين شاه ، مشاهده كرد . « 1 » وى به خصوص با معرفى ملا على كنى مرجع تقليد وقت تهران ، از قدرت وى ياد كرده ، مىنويسد : « يك اشاره از طرف او كافى است كه شاه را از تخت سلطنت به زير آورد و هر فرمان و دستورى كه دربارهء خارجيان و غير مسلمانان صادر كند ، فورا از طرف مردم اجرا مىگردد . سربازان گارد محافظ سفارت در تهران به من مىگفتند با آنكه از طرف شاه مأمور حفاظت جان و اعضاى سفارت شدهاند ، اگر حاج ملا على كنى به آنها دستور دهد ، بدون درنگ من و ديگر اعضاى سفارت را خواهند كشت . خوشبختانه مردى كه اين همه قدرت و نفوذ كلام دارد ، كسى است كه خيلى رئوف و مهربان و ملايم است و هيچوقت دستورات شديدى صادر نمىكند ؛ ولى به هر حال بايد توجه داشت كه هيچ كار اجتماعى و مهمى در ايران ، بدون جلب نظر و صلاحديد حاج ملا على كنى انجام نخواهد شد » . « 2 » بنجامين در عصرى به ايران آمد كه دولت قاجار ، به مرور دست به تغيير ساختار قدرت در ايران زده و از جمله با تأسيس عدليه بر آن بود تا از قدرت روحانيون بكاهد و به قول بنجامين ، « قوانين عرف را جايگزين قوانين شرع كند » . « 3 » روى كار آمدن دولت شيعى صفويه و خرسندى علما به بحث اصلى خود كه شرح چگونگى ساختار قدرت در دورهء صفوى و نقش علما در آن است ، بازگرديم . در تمام دورهء صفوى ، آموزههاى فقهى - سياسى شيعه ، اين اصل را ميان مردم مطرح مىكرد كه قدرت اصلى از آن امام معصوم و سپس از آن فقيه است . در عين حال ، چه در قالب نظريهء همكارى با سلطان عادل يا ستمگر و چه بر پايهء اين نظريه كه سلطان ، نايب فقيه باشد ، غالب علماى شيعه با دولت همكارى مىكردند ، سمتهايى را عهدهدار مىشدند و براى دوام اين دولت دعا مىنمودند . در عين حال ، اصل اوليه كه مشروعيت تنها از آن فقيه است ، همچنان پذيرفتنىترين اصل براى مردم متدين ، و البته نه همهء مردم ، بود . در برابر ، از ميان علما ، منتقدينى نيز وجود داشتند كه به دليل نفوذ ، به راحتى مىتوانستند مسائل را با شاه در ميان گذاشته براى آن راهحلهايى عرضه كنند . اين هم ممكن بود كه عالمى مستقل و با جرأت ، در مواردى كه البته شمار آن اندك بود ، انتقادهايى از حكومت بكند . براى مثال از عالمى با نام ملا كاظم ياد شده است كه در محلهء سيد احمديان اصفهان زندگى مىكرده « و پس از آن كه به زهد و ورع كامل قبول عامه يافت ، شروع به انتقاد تند نسبت به شاه عباس ثانى كرد و علنا و به صراحت تمام مىگفت : اين پادشاه دائم
--> ( 1 ) . بنجامين ، سفرنامه ، صص 332 - 333 ( 2 ) . همان ، ص 332 ( 3 ) . همان ، ص 172 - 173