الشيخ رسول جعفريان
131
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
زاهدانه و دانش و بينش متفوّق خود در طول زمان و متدرّجا طرف توجه خاص همهء مردم قرار گرفته » و « مىتواند به اين مقام بلند نائل شود » سخن مىگويد . وى از اعتقاد عميق مردم به اطاعت از مجتهد ياد كرده و مىافزايد : « شگفت آن كه حكما و عالمان به كتاب نيز در اعتقاد به مجتهد با مردم سادهدل شريكاند و مىپندارند كه طبق آيين خداوند ، پيشوايى روحانى و قيادت مسلمين به عهدهء مجتهد گذاشته شده است ؛ در حالى كه فرمانروا تنها وظيفه دارد به حفظ و اجراى نظرات وى همّت گمارد . » همو مىافزايد : بر حسب آنچه گفته شد ، مجتهد نسبت به جنگ و صلح نيز تصميم مىگيرد و بدون صلاحديد وى هيچ كار مهمى كه در زمينهء حكومت بر مؤمنين باشد ، صورت نمىگيرد » . كمپفر كوشيده است تا مبناى نظرى اين عقيده را دريابد . چيزى كه وى دربارهء ضرورت امامت از سوى خدا بر حسب عقايد شيعيان دريافته ، اين است كه بر اساس اعتقاد شيعيان ، وقتى خداوند بخواهد مشيّت خويش را در ميان مردمان جارى كند ، طبعا اين مشيّت را توسط « رؤساى دنيوى » اعمال نمىكند ؛ چرا كه قالب وجودى آنان مناسب براى عنايت مخصوص ذات بارى نيست . بلكه اين بايد در وجود فردى كه « از همهء لذّات دنيوى » چشم پوشيده و دلش مهبط انوار الهى شده ، باشد . اين اشخاص همان ائمهء اطهار عليهم السلام هستند « و امروز چون آنان نيستند ، فقط بر جانشينشان كه مجتهد باشد ، الهام مىشود . اما شاه كه خداوند زمان رعايا و ادارهء امور كشورش را به دست او سپرده است ، بايد از زبان مجتهد وقت نيّت و مشيّت او را دريابد . » « 1 » كمپفر شرحى از چگونگى زندگى مجتهد و رفتارش با مردم به دست داده و زمينهء نفوذ تدريجى او ميان مردم و مقبوليت عامهاش را بيان كرده است . وى مىافزايد : « نبايد پنداشت كه در اين كار ، به كمك حيله و رشوه به جايى مىتوان رسيد » . همو از احترام مجتهد نزد سلطان ياد كرده و اين كه « به ميهمانىهاى شاه دعوت مىشود و در همان رديف شاه مىنشيند » . به نظر وى ، « دربارهء احترامى كه شاه صفوى به مجتهد مىگذارد » بايد گفت مقدار زيادى از آن متصنّع و ساختگى است » . شاه در اين باره ، « پرواى مردم را مىكند ؛ زيرا پيروى مردم از مجتهد تا بدان پايه است كه شاه صلاح خود نمىداند به يكى از اصول غير قابل تخطّى دين تجاوز كند و يا در كار مملكتدارى به كارى دست بزند كه مجتهد ناگزير باشد آن را خلاف ديانت اعلام كند . » « 2 » نظام حكومتى ايران در طول دورهء صفوى و قاجار ، ساختار واحدى داشت ؛ جز آن كه به دليل ضربهاى كه از سوى نادر شاه ، به دليل رويهء استبدادى او و ديدگاههاى خاصش دربارهء
--> ( 1 ) . كمپفر ، سفرنامه ، صص 125 - 126 ( 2 ) . كمپفر ، همان صص 127 - 128