الشيخ رسول جعفريان

117

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

صالح ما در موارد مختلفى از طرف حكام جور ولايت و منصب را پذيرفته‌اند . » نكتهء اصلى اين مسئله جداى از آن كه از نظر فقهى مشروعيت پذيرش ولايت حل شده است ، ربط دادن آن به مشروعيت ولايتى و امامتى است . سيد بر اين اعتقاد است كه افرادى كه چنين ولايتى را مىپذيرند ، در حقيقت از طرف ائمهء حق آن را پذيرفته‌اند ؛ به عبارت ديگر ، اگر شخصى با اين شرايط و در چنين مواردى ، تصدّى امرى از امور حاكم جور را بر عهده گرفت ، در اصل ، از طرف ائمهء معصومين عليهم السلام و با اجازهء آنان متصدّى اين امر شده است ؛ چنان كه اقامهء حدود در عصر غيبت از اين باب است . اين استدلال ، چيزى جز پذيرش نيابت فقيه از طرف امام معصوم عليه السلام نيست . به هر روى سيد ، به همان صورتى كه شيخ مفيد مطرح كرد ، بر اين باور است كه : إنّها فى المعنى من قبل امام و صاحب الامر و إن كانت على الظاهر الّذى لا نقرّ به كأنّها من قبل غيره . پذيرش ولايت از طرف سلطان جائر در واقع از طرف امام بر حق و صاحب امر عليه السلام مىباشد ؛ گرچه در ظاهر كه ما به آن اعتراف نداريم ، گويى از طرف جز اوست . وى در پايان با ياد از اين حديث كه كفارة العمل مع السلطان قضاء حاجات الاخوان ، دو احتمال را در معناى آن ياد مىكند ؛ نخست آن كه با برآوردن حوائج مؤمنين قبيح مسئله از ميان مىرود ؛ دوم آن كه اگر كسى به نيت نادرستى ولايت از طرف حاكم جائر را پذيرفت ، مرتكب گناه شده و كفارهء گناه او آن است كه مشكلات برادران دينى خود را حل كند . « 1 » در بحث سيد مرتضى به طور روشن ، مصداق سلطان عادل گزارش نشده است ؛ اين كه مقصود امام معصوم است يا هر سلطانى كه به عدالت رفتار كند . به نظر مىرسد در آن روزگار ، مصداق سلطان عادل تنها امام معصوم بوده است . عالم ديگرى كه در اين زمينه ، با تفصيل سخن گفته و ابعاد بيشترى از اين بحث را مطرح كرده ، ابو الصلاح حلبى ( م 447 ) شاگرد سيد مرتضى و از علماى برجستهء حلب است . وى با طرح اين بحث كه تنها و تنها حكم امام معصوم نافذ بوده و افراد ديگر شايستگى براى اين كار را ندارند ، رفتن شيعيان را براى حل و فصل مشكلاتشان نزد سلاطين جور ، تجويز نكرده است . مهم آن است كه وى در اينجا ، به بحث از ولايت فقيه در

--> ( 1 ) . مرتضى ، شريف ، رسائل الشريف المرتضى ، ج 2 ، صص 89 - 97 . آقا بزرگ در ذريعه ( 5 / 182 ) از رساله‌اى با عنوان جواب السؤال عن التوالى عن الجائر ياد كرده است كه به لحاظ آن كه از عصر صفوى است ، بايد قابل توجه باشد ؛ اما ما نسخه‌اى از آن را نيافتيم . عالم ديگرى از قرن چهارم با نام محمد بن احمد بن داود بن على ، از محدثان برجستهء قمى ، كتابى تحت عنوان « الرسالة فى عمل السلطان » داشته كه به احتمال در همين موضوع بوده است . بنگريد : رجال النجاشى ، ( تحقيق السيد موسى الشبيرى ، قم ، 1416 ) ، ص 384