ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

18

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

دلجوئى برآمد . نقار از دل او بيرون كردند . اين روز آقا حسين سيورسات‌چى را كه حسب الامر نواب اشرف در عرض راه همراه و متوجه مهمان‌دارى بود مرخص و يك طاقه شال ابرهء ممتاز برسم تكلف به او داد او را روانهء تبريز نمودند . شب سه‌شنبه هشتم بنه را از ايروان روانه و صاحبى ايلچى خود در خدمت سردار والاتبار توقف و قريب به صبح از آنجا حركت ، و بعد از عبور از پل خيرات و رودخانهء رنگى و طى سه فرسنگ راه وارد منزل باغ‌دار جعفر خان ايشيك آقاسى سردار و احمد سلطان غلام با بيست نفر سوار همراه بودند . در عرض راه كه مىرفتيم ، چادر مستر موريه به نظر آمد . صاحبى ايلچى دقيقه‌اى در آنجا به عزم بازديد رفته او را ملاقات و روانه شدند . بعد از ورود به منزل ، در آنجا توقف و روز بعد از آنجا حركت و بعد از طى سه فرسنگ راه وارد صحراى ادر آن گرديديم . ابتدا محمد رحيم خان برادرزادهء سردار والاتبار با قريب يك هزار سوار از ايلات كرد رومى كه حال جزو ايروان شده و در خدمت سردار والاتبار به خدمات مشغول هستند و كلا دو سه هزار سوار مىباشند و وضع سوارى و لباس آنها ، و يراق اسب و اسلحه به طريق عثمانلو دارند ، و تمام ريش تراشيده و سبيل‌ها از بناگوش گذشته به استقبال آمده ، لوازم مهمان‌دارى بجاى آوردند . بعد از زمانى به قدر يكدو هزار نفر سرباز مكمل مسلح از جوانان نيكروى طويل القامه به يك لباس و يك رنگ و يك شبيه بطريق نظام در سر راه به استقبال آمدند . بعد اردوى سردار والاتبار نمايان و چادر محمد رحيم خان ظاهر شد . اصرار زيادى نموده ، صاحبى ايلچى را برسم ضيافت به چادر خود برده ، ناهار « 1 » معقولى آورده صرف نمودند ، و از آنجا روانهء منزل شدند ، و در چادر فرودآمدند . به فاصلهء دو ساعت محمد رحيم خان آمده ديدن كرده وعدهء ضيافت شب را خواسته به منزل خود رفت . آن روز در آنجا توقف و شب در چادر محمد رحيم خان به ضيافت رفته ، بعد از صرف غذا معاودت به منزل و قدرى استراحت نموده ، روز بعد از آنجا حركت و روانهء حمام‌لو كه اول خاك تفليس است گرديديم . محال ايروان از حيث آب و علف و بساتين و ميوه و وفور اشجار و جنگل و آب‌هاى گوارا و بسيارى زراعت ، و كثرت خلق ، و آبادى نسبتى به بعضى بلاد ايران ندارد . اما اصل شهر باوجود كثرت خلق و آبادى و معمورى در فصل تابستان بسيار بدآب و هواست و پشهء بسيار دارد ، كه اذيت كلى مىرساند و خربزه دارد كه هر كس مىخورد خواهد مرد ، و در زمستان بىحد سرد است . لاكن باغات و بساتين و اشجار و آب بسيار دارد ، و قلعهء آن قدرى از شهر دور است و انتظام و انضباط كلى دارد ، و از بناهاى سلاطين صفويه است . توپ و آتش‌خانه و قورخانه و اسباب و آلات حرب در آنجا بسيار است و سردار والاتبار به استحكام اساس آنجا بىحد كوشيده و ميكوشند ، و بروج و دروازه‌ها كشكچيان و مستحفظ بسيار دارند . در آنجا سردار والاتبار مسجدى بنا كرده‌اند و به اتمام رسيده كه بالفعل رونق تمام دارد . و همگى اهالى آنجا از سلوك و رفتار و رأفت سردار والاتبار راضى و خوشنود ، در مهد امن و امان و آسايش ميباشند . طايفهء روسيه كه در تفليس و آن سامان مىباشد ، از سطوت و انضباط امور سردار والاتبار كمال احتياط ميدارند .

--> ( 1 ) - متن : نهار