ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
15
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
نسبت بلكه بهتر مشغول ميباشند . آنچه از اين مقوله اسباب به نظر آمد كم از اسباب فرنگى نبود . ديگر بعضى از اوقات خود گردش در شهر تبريز مىكردم ، چون در زمان شاه مرحوم آنجا را ديده بودم ، و ولايت خراب ويرانى به نظر من جلوه كرده بود ، و حال آبادى و معمورى و كثرت خلق را بمرتبه مىديدم كه ما فوق آن متصور نيست و تمامى سكنه و اهالى آنجا را در مهد امن و امان و آسايش يافتم . حيرت بسيار مىكردم و از مراتب رعيتپرورى و عدالتگسترى نواب اشرف « والاروحنافداه » و قواعد قراردادى جناب صاحب عظام قائممقام لذت كامل مىبردم ، و اهالى فارس را بخاطر آورده افسوس به حال آنها مىخوردم . بارى روز مذكور در منزل على شاه توقف و پاسى از شب گذشته از آنجا حركت و روز بيست و دوم بعد از پنج فرسنگ راه وارد منزل على نيكلو گرديده ، روز در آنجا توقف و شب نيز حركت و بعد از طى چهار فرسنگ راه در روز بيست و سيم وارد تسوج [ شديم ] و آن روز در آنجا توقف و شب حركت و بعد از طى ده فرسنگ راه ، روز بيست و چهارم وارد ديلمقانه كه من محال سلماس است گرديديم . محل مزبور بسيار خوشآب و هوا و اهالى آنجا اكثر خوشصورت و خوبرو به نظر آمدند . مكان خوبى است چنانچه در حين ورود به منزل ، جمعى از اهالى آنجا ايستاده تماشا مىكردند . در ميان آنها چند نفر اطفال خوشسيما به نظر آمده يكى از آنها را كه برترى داشت من آواز كرده بلفظ تركى و فارسى قدرى تكلم نموديم و تحقيق كردم كه سواد دارى ؟ گفت آرى . گفتم اگر شعرى بنويسم مىخوانى ؟ گفت بلى . من در پارچه كاغذى نوشتم ! : آمد از ناز ، واى بر من و دل * ميرود باز ، واى بر من و دل و بدست او دادم او را از اين شعر بسيار خوش آمد و تبسم نمود و آن روز از حوالى منزل ما دور نمىشد . شب نيز از آنجا حركت و بعد از طى شش فرسنگ راه در خدمت صاحبى ايلچى وارد باغ حسين خان خوئى گرديديم . الحق باغى است كه از حيث عمارت و اشجار و چنارهاى بسيار ممتاز كمتر در محال ايران بهم ميرسد . قدرى در عمارات كه مرتبه بمرتبه ساخته شده گردش نموده و قدرى در خيابانها ، به ملاحظهء اشجار و چنارهاى ممتاز مشغول شده ، چون قليل خرابى در عمارات و بعضى مكان او بهمرسيده بود . صاحبى ايلچى ميفرمودند كه كاش نواب اشرف حكيم به تعمير اين باغ مىفرمودند . قدرى توقف فرموده از آنجا روانهء اردوى نواب اشرف گرديده ، در چادر صاحب عظام قائممقام فرودآمدند . بعد از لمحهاى شرفياب حضور نواب اشرف و الا گرديده ، بعد از مرخصى به ملاحظهء قلعهء خوى كه آنوقت حسب الامر نواب اشرف آنجا را بطريق دستور فرنگ مىساختند ، مشغول شدند . از قراريكه ظاهر بود ، اين طريق كه معماران و مهندسان طرح آن را ريخته و مىساختند . انشا إله تعالى بعد از اتمام در همه عالم چنين قلعه مستحكمى نخواهد بود . چهار يوم توقف درخوى شد . هر روز صاحبى ايلچى شرفياب حضور نواب اشرف مىشده و ، الطاف و اشفاق بىنهايت دربارهء ايشان مبذول مىفرمود « 1 » ، و صاحب عظام قائممقام را نيز كمال لطف و محبت با ايشان بود . از جمله روزى از آن
--> ( 1 ) - مج : مىفرمودند .