ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

8

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

در سر رشته‌دارى و علم سياق‌ثانى به جهة او متصور نيست و بعد ميرزا محمد على كه در سركار والاتبار نواب اشرف نايب السلطنه و ولى عهد دولت ايران منشى بالاستقلال و نادر عصر است . و بعد همين ميرزا محمد حسن وزير شاهزادهء صاحب اختيار قزوين كه به جميع صفات حسنه آراسته است . و از مراتب دانشمندى و نيك‌رفتارى او آثار رضامندى و خوشنودى از ناصيهء احوال اهالى قزوين ظاهر است ، و شاهزادهء اعظم را كمال اعتماد و اعتقاد و التفات با ايشان مىباشد و بعد ميرزا محمد حسن مستوفى سركار نواب اشرف ولىعهد ايران كه وزارت سپاه نظام و سرباز نيز با ايشان است ، و در امر خود منتهاى استقلال را ميدارند . خلاصه چون حسب الفرمان شاهنشاه عالم‌پناه مقرر شده بود كه در منازل عرض راه در هر منزل بيست نفر سوار كارآمد به همراهى صاحبى ايلچى تا منزل ديگر رفته باشد چنانچه از دار الخلافه الى قزوين بيست نفر از غلامان سركار نواب حسينعلى ميرزاى صاحب اختيار طهران همراه بودند و در اينجا صاحبى ايلچى انعامى به ايشان كرده آنها را مرخص و معاودت نمودند . از قزوين الى زنجان بايست از غلامان سركار شاهزادهء اعظم نيز بيست نفر آمده باشند . صاحبى ايلچى به ميرزاى وزير اظهار و ايشان محول به داروغه و كدخداى محل نمودند كه سوار مذكور را همراه نمايند . از مأمورين غفلتى واقع شد و در هنگام حركت صاحبى ايلچى نيامدند . و روز بعد بعرض شاهزادهء اعظم رسيد . از آنها مواخذه و بازخواست عظيمه فرموده بودند و بيست نفر سوار معقول از غلامان سركارى مأمور كرده روانه ساختند كه يوم بعد در عرض راه به صاحبى ايلچى رسيدند . صاحبى ايلچى آن روز را كه يكشنبه سلخ شهر مزبور بود در سياه‌دهن « 1 » بسربرده ، پنج ساعت از شب گذشته از آنجا حركت و روانهء قروق كه من محال خمسه مىباشد و مسافت آن‌چهار فرسنك است كرديدند . صبح كه دوشنبه غرهء شهر رجب 1229 [ ه . ق ] بوده باشد وارد آنجا شده درآنجا مشخص شد كه جلوداران اسبان پادشاهى ، قدرى از مواجب مهتران اسبان هدايا را گرفته خود تصرف نموده‌اند ، و اين معنى به‌عرض صاحبى ايلچى رسيده بعد از تشخيص حقيقت آن ، حكم فرمودند آنچه گرفته بودند رد نمودند و آنها را سرگرم خدمت خود ساختند . آن روز در آنجا كه مكان خوش‌آب و هوايى بود توقف و قدرى از شب گذشته از آنجا حركت و روانهء خرم‌دره كه مسافت آن چهار فرسنگ است گرديده ، آن روز نيز در آنجا توقف [ شد ] . الحق مكانى است دلنشين . گل سرخ بسيار داشت و اسم بامسمائى دارد . درميان دره واقع شده ، اينجا بسيار گل و گياه بيحد بيشمار ، آب‌هاى جارى از هر گوشه و كنار دارد . در باغى توقف و مشغول صحبت بوديم . سوارى وارد و جواب رقعه [ اى ] كه به ميرزاى وزير قزوين درباب سوار قلمى شده بود آورد . مشخص شد كه كيفيت به‌نحوى كه سابق تحرير شده ، بعرض شاهزادهء والاتبار رسيده ، مأمورين را ترجمان و مواخذه از آنها فرموده ، چند نفر سوار از غلامان خود مامور فرمودند كه قليلى از آنها در اين

--> ( 1 ) - تاكستان فعلى