ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
3
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
مقدمهء مؤلف بسم الله الرحمن الرحيم آغاز كارى كه به فرخى پذيراى انجام است ، ستايش پروردگارى است بىآغاز و انجام . لله الحمد و له الملك ذو الجلال و الاكرام ، پادشاهى كه از بدايع قدرت او افراختن نيلگون سپهر و برافراختن ماه و مهر است و اقطاع زمين از دربار ابداع او محقر درگاهى است ، و اصقاع آسمان از مخيم اختراع او مختصر خرگاهى . بيداى ناپيداى لامكان از مملكت بيكرانش گوشه و خرد « 1 » خوردهدان سالكان طريق معرفتش را توشه زبان از بيان ثنايش لال ، و خاطر از توصيف صفاتش در كمال كلال . رموز آموز عقل نكته پيوند * شناسائى ده جان خردمند جواهربخش حكمتهاى باريك * بروز آرنده شبهاى تاريك و بعد درود نامعدود و تحيات بابركات نامحدود نثار كرياس عرش مماس والاحضرتيست كه آغاز ظهورش فطرت انبياى سلف را انجام است . خازن جواهر حكم . افصح عرب و عجم . يعنى محمد مصطفى صلى الله عليه وآله و سلم افضل التحية و الثناء و اهل بيت اطهار او ، سيما غالب كل غالب « 2 » و مطلوب كل طالب على ابن ابى طالب عليه الصلاة و السلام باد . اما بعد بر دانشوران روزگار و جهانديدگان تجربه كار مخفى و مستور نماناد كه جناب سعادتمآب محامدانتساب ، سلالهء دودمان وزارت ، سفير بىنظير با تدبير ، صاحب اعظم ، ايلچى بزرگ دولت عليهء ايران ، مقرب الخاقان ميرزا ابو الحسن خان شيرازى كه از جانب والد ما جدش از سلسلهء ارباب قلم ، خلف صدق مرحمتپناه ، ميرزا محمد على شيرازى و از طرف والده از سلسلهء هاشميهء شيراز و همشيرهزاده و داماد مرحمت و غفرانپناه حاجى محمد ابراهيم خان اعتماد الدوله مىباشد . و در ايام وزارت خالوى مرحوم خود ، چندى حكومت شوشتر و دزفول و عربستان نموده ، و بهعلت سوءظنى كه شاهنشاه جمجاه فتحعلى شاه قاجار به مرحوم حاجى ابراهيم خان برده ، به قهر « 3 » سياست پادشاهى گرفتار ، و عاليجاه معزى اليه نيز دستگير و ابتدا حكم به كشتن مشاراليه شده ، بعد مرخصى حاصل و به عراق عرب و بصره و بغداد و حجاز و مكه رفته ، بعد از طواف بيت الله الحرام روانهء هندوستان و اكثر از آن بلاد فاخره را در مدت پنج شش سال سياحت نموده و بعد معاودت به ايران كرده و نظر به استعداد و قابليت ذاتى درسلك چاكران آستان اعليحضرت
--> ( 1 ) - مج : خود ( 2 ) - مج : ظالب ( 3 ) - متن : قهرمان