ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
پيش درآمد 62
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
و صاحبى ايلچى را خاطرجمع مىكردند كه انشاء الله شما با نيل مقصود معاودت خواهيد كرد . » « 1 » اما در همين هنگام مجلس جشن عروسى خواهران امپراطور در ميان مىآيد و امپراطور و كارگزاران دولت روس به همه چيز مىانديشند جز به خواستههاى ميرزا ابو الحسن خان . تا اينكه در شب نهم ماه صفر در مجلس دعوت امپراطور « لارد كلرك ، ايلچى انگريز پس از صرف غذا » با صاحبى ايلچى به مكان خلوتى رفته مشغول صحبت گرديدند و درباب انجام مطالب نقل در ميان آوردند . لاردكلرك نقشهء ولايات ايران ، تصرفى روسيه را آورده و ملاحظه نموده ، نزد صاحبى ايلچى مذكور نمود كه : « از اينكه حال ناپليان كه دشمن قوى روسيه بود از ميان رفته و ديگر به هيچوجه دشمنى در مقابل ندارند و غرور و كبر بسيار به هم رسانيدهاند من مشكل مىبينم كه ولايتى را به دولت ايران پس بدهند و منتقل سازند . خاصه ولايت قراباغ كه تعريف زياد از حد از آنجا نزد امپراطور كردهاند و چنين مىداند كه بهتر از آن جائى نيست » « 2 » « لاردكلرك سعى مىكند كه به ميرزا ابو الحسن خان بهقبولاند كه به همان شروطى كه در عهدنامهء گلستان قيد شده بسنده كند و از تقاضاهاى ديگر درگذرد . اما ميرزا ابو الحسن خان از شنيدن گفتار لاردكلرك متغير مىشود و مىگويد : « دولت عليه ايران قبول اين مصالحه را به توسط و تعهدات ايلچى بزرگ دولت شما نموده و سرگور اوزلى نوشتجات در اين خصوص سپرده است . چگونه حال تو كه ايلچى بزرگ مىباشى اينطريق مأيوسى به من مىدهى ؟ . . اگر چنين باشد كه ايشان ولايت پس ندهند من بايد لامحاله روانه لندن شوم . » « 2 » لاردكلرك مىگويد : « من آنچه در قوه دارم بهعمل خواهم آورد . از قرارى كه با شما رفتار كردهاند ظن قوى هست كه به كلى شما را مأيوس ننمايند و طريقى در امر شما قرار بدهند كه خوشنود از دولت آنها معاودت كرده باشيد . تا بهبينيم چه مىشود » « 3 » از مذاكرهء دو سفير ايران و انگليس چندى مىگذرد و هر چه ميرزا ابو الحسن زمينه سازى مىكند كه مجلس مذاكرهاى بهميان آيد امپراطور و كارگزاران روس خود را به مهم ديگرى مشغول مىكنند و به درخواستها و پيغامهاى ايلچى وقعى نمىگذارند . تااينكه ايلچى به گراف نسلرود ، وزير امور خارجهء روسيه پيغام مىفرستد كه « ايام توقف ما در پتربورغ طول زيادى بههم رسانيده و لازم است كه شما درانجام مهام ما قرارى داده باشيد » « 4 » و خود بايد كريل روانه تفليس كرده و شرح احوالات و گزارش اين ولايات را بهعرض شاهنشاه خود رسانيده باشد و عرايض و نوشتجات ارسال داشته باشم چراكه زياده از اين مدت قوه توقف در اينجا جهت ما ممكن نيست . » « 5 » به دنبال مذاكرهء نسلرود و ميرزا ابو الحسن خان ، امپراطور كه مصمم شده بود و گفته بود « درباب مهام منظورهء ايلچى خود با يكديگر شفاها گفتگو خواهيم كرد و بعد كه صاحبى ايلچى هر روز در اين خصوص پيغامات مىكردند و تعجيل مىنمودند ، روزى پرنس ليوجين از جانب پادشاه نزد صاحبى ايلچى آمده مذكور نموده بود كه نظربه تعجيل
--> ( 1 ) - همين كتاب ص 250 ( 2 ) - همين كتاب ص 252 . ( 3 ) - همين كتاب ص 253 . ( 4 ) - همين كتاب 259 . ( 5 ) - همين كتاب ص 261 .