ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

پيش درآمد 31

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

بااقتدار نيكواطوار امپراطور اعظم برآن است كه نزاع و جدال فىمابين روس و ايران كه هر دو دوست دولت عليه فرانسه مىباشند موقوف باشد ، عالىجاه مجدت و نجدت انتباء ، و فطانت و كياست اكتناء ، شهامت و بسالت انتباء ، خلاصة الاكابر السيويه عمدة الاعاظم المسيحيه ، جنرال غاردان خان ، به وكالت اين دولت عاليجاه فراست و كياست اكتناء موسى بارون ورديه بوده پولكونيك سفير سردار روس قرارداد نمود كه از تاريخ حال الى مدت يك سال جنگ و دعواى و نبرد و قتال فيما بين منتسبان اين دولت فيروزى آيت با جماعت روسيه متروك و طريق مدارا مسلوك باشد تا بعد از انقضاى مدت مذكوره البته خبر مصالحهء اصليه از پاريس رسيده خواهد بود . هروضع كه اعلىجاه بلندپايگاه ، شهريار باافتدار ، پادشاه نيكواطوار ، امپراطور اعظم فرانسه ، دام ملكه قرار داده باشند امناى دولتين ايران و روس همان قرارداد را قبول و معمول دارند ، خلاصه حالا وقتى است كه حضرت امپراطور معظم اليه از عهده عهدى كه با اين دولت بسته برآيد و امر حدود و ثغور ممالك ايران را موافق قاعدهء يگانگى و برادرى كه با اعليحضرت پادشاه ظل الله روحى فداه دارد ، منتظم نمايد ، و به هيچ‌وجه مغايرت و جدائى ميانهء دولتين فرانسه و ايران نداند ، و لوازم اجتهاد در اخراج جماعت روسيه از اين حدود به‌وضعى كه خود متعهد گرديده به ظهور رساند و نظر به مراتب نيك‌ذاتى كه دارد در اتمام اين امر ساعى باشد و همه وقت به اظهار مهمات و اعلام حقايق حالات خود پردازد . و الباقى ايام فرخنده فرجام به كام باد . در پشت برگ محل مهر ميرزا شفيع » « 1 » آمده است . جنرال گاردان در گزارش خود مىافزايد كه « وزير مزبور ( يعنى ميرزا شفيع ) ديروز به من گفت كه ملكم به خليج فارس رسيده و چهار كشتى جنگى همراه دارد . و اين سفاين غير از شش كشتى و چهار سفينهء نقاله‌اى است كه از پيش در آنجا بوده ، و من سابقا آمدن آنها را به عرض رسانده بودم . » « 2 » در اينجا بجاست كه متذكر شوم كه جنرال گاردان ، طبق مادهء هشتم عهدنامه « فيكن اشتاين » نگران و متوجه عمليات دولت بريتانيا در ايران بود كه چنانچه دولت ايران به خواهد روابط حسنه‌اى با دولت بريتانيا برقرار كند ، چون منبع آن در آن عهدنامه قيد شده بود كه جميع روابط سياسى و تجارتى را با انگليس قطع نموده ، به دولت مشار اليها فورا اعلان جنگ بدهد دولت متبوع خود را در جريان بگذارد . به‌دنبال گزارش خود مىافزايد : « اعليحضرت فتحعلى شاه چهار هزار نفر را براى دفاع سواحل خليج و جلوگيرى از عمليات انگليس‌ها روانه داشته است » « 2 » . ژنرال گاردان بار ديگر در نامهء خود در مورد مذاكرات صلح مىافزايد كه : « آقاى بارون دو ورد عنقريب عازم تفليس مىشود و قرار است كه پس از رسيدن او به آن شهر فورا متاركه جنگ به امضاء برسد . و عمليات جنگى در تمام مدت مذاكرات صلح موقوف باشد . » « 3 » ژنرال گاردان در مورد فرستادهء مارشال گودوويچ مىنويسد : « پذيرائى كه در تهران از او شد تاكنون از هيچ‌يك از فرستادگان مارشال گودوويچ نشده بود

--> ( 1 ) - تاريخ ديپلماسى ايران ، سياست ناپلئون در ايران در زمان فتحعليشاه ، تأليف خانبا با بيانى ( چاپ اول - 1318 ) ص 123 - 125 . ( 2 - 3 ) همان كتاب ص 93 .