ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

266

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

منزل خود رفت . چون اين شب صاحبى ايلچى در خانهء پادشاه موعود بودند ، و در آنجا اساس عيش و عشرت و بال كه عبارت از رقص بوده باشد برپا بود ، قليلى از شب گذشته مهمانداران نزد صاحبى ايلچى آمدند . و اظهار نمودند كه بايد به خانهء پادشاه رفته باشيد . صاحبى ايلچى و همراهان سوار گاريت شده ، روانه شدند . به ورود آنجا به طريق ايام پيش جمعى از بزرگان و اعزه و اعيان در سر راه آمده ، صاحبى ايلچى را به احترام تمام داخل خانه نمودند در آنجا جميع بزرگان و زنان ايشان كه جمع بودند ، لوازم تعارفات رسمى به جاى آوردند . بعد از زمانى پادشاه و مادرش و زنش و خواهرهاى او و دامادهاى او ، با برادرانش ، داخل آن مكان شدند ، و به آئين پيش پادشاه نزد صاحبى ايلچى آمده ، حال‌پرسى بسيار و اظهار محبت و تلطف كرده ، به جانب ديگران رفت . و آنها نيز هر يك نزد صاحبى ايلچى آمده اظهار محبت و تعارف نمودند ، و به سمت ديگران رفتند . بعد از فراغ از تعارفات پادشاه و ساير مردم ، هريك دست زنى را گرفته شروع به رقص كردند . تا مدت زمانى به‌هر طريق مشغول رقص و عشرت بودند و چندين دفعه در بين رقص پادشاه و متعلقان او نزد صاحبى ايلچى آمده ، باز اظهار محبت و رأفت كردند . چندى از شب گذشته چون تكسر احوالى به صاحبى ايلچى عارض شده بود ، رخصت مرخصى خواسته از آنجا روانهء منزل شدند . اما در اين شب در خانهء پادشاه جمعيت و كثرت زن و مرد و وفور شمع كافورى در هر جا و هر مكان در شمعدانها و چهلچراغ‌ها به حدى بود كه عدد آنها ممكن تشخيص نبود . و چنين به نظر مىآمد كه البته در هر اوطاق ده هزار پانزده هزار شمع روشن شده است . يوم پنجشنبهء دويم لغايت شنبهء چهارم : امورات وقوعى اين است كه روزى جنرال نكرى ترجمان دفترخانه نزد صاحبى ايلچى آمده ، چون رقعه‌اى كه در باب مطالب به دولت نوشته بودند ، او به زبان فرانسه ترجمه كرده به حضور پادشاه خوانده شده بود يك طاقهء شال فرد اعلا به او تكليف نمودند ، و در اين دو سه روزه شب و روز صاحبى ايلچى قطع آرام و استراحت و اكل شرب از خود نموده ، متصل اوقات يا به خانه بعضى از وزرا از مقولهء كرچكف وارچخف و پرنس ليوجين و ديگران مىرفتند . يا بعضى را نزد خود مىخواستند تحريك و تطميع كرده وعده و نويد بخشش به آنها مىدادند . كه نزد پادشاه وساطت نموده ، شايد مطالب منظوره صورت‌پذير شود . و ولايتى را رد نمايد ، و ايشان هم تعهدات كلى مىنمودند كه چنين‌چنان خواهم گفت و خواهم كرد ، و روزى در خانهء همشيره وسطى پادشاه كه پادشاه را منتهاى علاقه با او هست و به جميع صفات او اعتقاد تمام دارد ، رفتند نظر به اينكه با صاحبى ايلچى محبت بسيار داشت ، او را هم صاحبى ايلچى تحريكات كرده ، واسطه نمودند . او نيز خاطرجمعى بسيار به صاحبى ايلچى مىداد كه آنچه خاطرخواه شما باشد نزد پادشاه به عمل مىآورم و هم‌چنين در اين چند يوم صاحبى ايلچى به هر يك از امناى دولت كه صلاح اظهار مطلبى را به او مىدانستند لازمهء گفتگو و ترغيب و تحريك مىكردند . ديگر امرى واقع نبود . يوم يكشنبهء پنجم : بعد از ناهار « 1 » محمد على بيك گماشتهء صاحب معظم صدراعظم از ايران وارد و فرامين و ارقام و نوشتجات از دولت عليه به‌جهت صاحبى ايلچى

--> ( 1 ) - متن : نهار