ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
261
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
و همان نظام كه رفته بودند با پادشاه و سوارها و جمعيت معاودت به خانهء پادشاه نمودند و خاج را برده در كليسايى كه در خانهء پادشاه واقع است گذاشتند . پادشاه و برادران خود ، و بزرگانى كه سوار بودند قدرى در ميان سپاه سوار و پيادهء سالدات كه در آن ميدان جمع بودند و عدد آنها از قرارى كه پلكپلك نمايان بود به قدر پنجاه هزار مىبودند ، گردش كرده ، و آوازهاى بلند از پادشاه مسموع مىشد كه نظام مىداد و به هر طرف آمدوشد مىكرد . صاحبى ايلچى و برادران و بعضى بزرگان همراه او بودند . تا از نظام فارغ گرديده و آمد در [ جلو ] خانهء خود ايستاده شد و تمام بزرگان و ايلچيان نيز نزد او ايستادند . بعد همان سوارها و پيادههاى سالدات به نحوى كه پلكپلك و جوقهبهجوقه با سازندهها ايستاده بودند ، فوجفوج به نظام تمام ساز و نوا نواخته ، و آمده از حضور پادشاه گذشتند و بعد از گذشتن آنها نيز مساوى هفتاد و چهار عدد توپ كه هر توپى شش اسب يك رنگ ، و سى و دو نفر عمله مىداشتند ، در كمال آراستگى و نظام آمده گذشتند . طريق آمدن و گذشتن آنها از حضور پادشاه به اين نسبت بود كه ابتدا سالدات پيادهاى كه بودند ، فوجفوج كه هر فوجى ، يك قسم لباس و همه به يك طريق اسلحه با آذوقه و سرب و باروط و بالاپوش همراه دارند در كمال نظام آمده مىگذرند بعد سواره به همين طريق هر فوجى [ كه ] يك رنگ اسب و يك قسم كلاه و يك نوع اسلحه داشتند ، آمده از حضور پادشاه گذشتند و بعد از آنها توپخانه به همان نهج نيز گذشت . آنوقت پادشاه خلق را مرخص و هر يك به مكان خود رفتند ، و خود هم به خانه رفت . چون اين روز شدت سردى هوا به درجهء اعلا رسيده بود ، و در ميان فرنگان با بالاپوش رفتن نزد پادشاه و بزرگان مطلوب نيست و آن را سوء ادب مىدانند ، صاحبى ايلچى به جهت حرمت پادشاه ، بىبالاپوش سوار شده رفته بودند ، تكسر احوالى در مزاج ايشان به هم رسانيده و شدت سردى هوا اثر كلى نموده ، تمام اعضاى ايشان را درد شديدى عارض و به منزل آمده ، در بستر ناخوشى خوابيدند و به معالجه مشغول شدند ، از شدت ناخوشى ايشان ، اوقات بر همهء همراهان تلخ و پريشان گرديد . اين روز بدين منوال گذشت . يوم جمعهء نوزدهم : اگرچه صاحبى ايلچى را تكسر احوال برقرار بود ، اما آدمى نزد گرافنسلرود وزير فرستاد ، پيغام نمودند كه مرا منظور اين است كه كريل از خود روانهء تفليس كرده و شرح احوالات و گزارش اين ولايات را به عرض شاهنشاه خود رسانيده باشد ، و عرايض و نوشتجات ارسال داشته باشم . لازم آن است كه در باب انجام مهام منظورهء ما گفتگوئى كه بايد بشود با شما در ميان آمده كه دانسته و آگاه باشيم ، كه چه بايد نوشت و چه طريق بايد نمود ، چراكه زياده از اين مدت قوهء توقف در اينجا بهجهت ما ممكن نيست . گرافنسلرود ، بعد از شنيدن پيغامات مذكوره ، جواب گفته بود كه حال ايام عيش همشيرهء كوچك پادشاه ، و اسم او مريه پاولينه است ، كه به پادشاهزادهء هولند مىدهند ، و سه چهار يوم اين اساس برپاست . اين مدت را شما مهلت داده باشيد كه بعد از اينكه اين ايام عيش دفعهء ثانى منقضى شد من خود به منزل شما آمده ، هر نوع گفتگوئى كه فيما بين بايد بشود گفتوشنود خواهيم نمود . صاحبى ايلچى نظر به خواهش او قبول نمودند و اين روز به اين طريق گذشت . يوم شنبهء بيستم ، لغايت دوشنبهء بيست و دويم : چون صاحبى ايلچى ناخوش بودند ،