ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

256

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

هريك فقراتى از هر جا و هر مقوله صحبت مىداشتند و نويد محبت پادشاه را مىدادند و بعد از صحبت هر يك به منزل خود رفتند . صاحبى ايلچى مشغول مطالعهء كتاب و گردش منزل شدند . شب در خانهء لاردكلرك ايلچى انگريز موعود بودند . روانهء آنجا شدند . به ورود آنجا لارد مذكور لوازم احترام معمول داشت . بزرگان و اعيان روس و زنان ايشان اين شب در آنجا مىبودند ، همگى تعارفات لازمه نسبت به صاحبى ايلچى به عمل آوردند ، و با يكديگر مشغول صحبت و رقص شدند . اين شب از ناصيهء احوال لاردكلرك دو چيز ملاحظه شد : يكى اينكه بسيار اروس را خوش‌آمد مىگويد ، و تملق بىنهايت از هر يك آنها مىكند و با وجود اينكه آنها قلبا با اهالى انگريز دوست و متحد نيستند ، و ظاهرا رفتارى مىنمايند و لارد مذكور تملق گوئى آنها را برخود فرض كرده و به جهت خوش‌آمد در هر هفته بزرگان ايشان را ضيافت مىكند و مبالغى خرج آنها مىنمايد . طرفه اينكه به محض از خانه بيرون رفتن ، در مقام ضرب و طعن او برمىآيند و چيزهاى عجيب غريب دربارهء او بيان مىنمايند . ديگر اينكه بسيار اساس و دستگاه برخود مىچيند و تخت نشيمن پادشاهى برخود قرار مىدهد ، و خودنمائى بسيار مىكند . اين هر دو چيز از لارد مذكور بسيار بعيد است ، زيرا كه مرد كامل معمرى است ، و اظهار دانشمندى بسيار مىكند و اين فقرات از او زيبنده و خوش آينده به‌نظر نمىآيد . اين شب قدرى زنان و مردان به رقص و صحبت مشغول بودند ، و عشرت مىنمودند . پاسى از شب گذشته ، صاحبى ايلچى از آنجا معاودت و در منزل استراحت نمودند . يوم جمعهء دوازدهم : صبح جمعى به ديدن صاحبى ايلچى آمده ، بعد از رفتن آنها سوار اسب شدند ، كه به گردش روى رودخانه بزرگ كه يخ كرده و خلق با گاريت و اسب روى آن يخ رفته گردش مىنمايند ، رفته باشند . پادشاه در عرض راه سوار به جناغ بود و گردش مىنمود . ملاقات واقع شد . صاحبى ايلچى به‌علت احترام او خواستند پياده شوند ، مانع شده ، نگذاشت و بسيار اظهار محبت و حال‌پرسى نمود و از يكديگر گذشتند و روانهء روى رودخانه گرديدند . مجموع خلق در آنجا گردش مىكردند . صاحبى ايلچى نيز قدرى گردش نموده ، و ملاحظهء آنجا را مىنمودند كه چگونه يخ در روى رودخانه محكم شده ، كه اين همه خلق با اسب و گاريت در روى آن گردش مىنمايند و در استحكام آن خللى به هم نمىرسد ، و اين هيچ جهت ندارد مگر كثرت سردى هوا كه به درجهء اعلاست . بارى ، قدرى ملاحظهء آنجا را كرده ، معاودت به منزل كردند و اين شب در خانهء پرنس گورگين موعود بودند . با مهمانداران در آنجا رفته پرنس و ساير بزرگان كه در آنجا حضور داشتند ، لوازم احترام به جاى آوردند . زنان و دختران بزرگان ، بسيار بودند . با مردان مشغول رقص شدند و عشرت مىكردند ، تا قدرى از شب گذشت و هنگام معاودت شد . صاحبى ايلچى روانهء منزل گرديده استراحت نمودند . يوم شنبهء سيزدهم : روز اول سال تازهء روسيه بود ، و اين روز را اول سال نو و عيد