ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

241

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

فرموده ، كه شما در شب غرهء شهر صفر از منزل خود با تمامى ايتام و اسباب و اسبان و فيلان هدايا به خارج شهر پتربورغ كه خانه و عمارات و باغ عالى واقع است و هشت ورث راه به شهر مسافت دارد ، بايد رفته باشيد كه اساس و دستگاه استقبالى از مقولهء گاريت‌هاى خاصهء پادشاهى و تمامى بزرگان و اعزه و اعيان روسيه با ملزومات ديگر در آنجا نزد شما فرستاده و شما را به عزت و احترام هر چه تمامتر داخل شهر پتربورغ نمايند . صاحبى ايلچى دستورالعمل را گرفته مطالعه نمودند قرار اساس و دستگاهى كه به‌جهت عزت و احترام و استقبال داده و نوشته بودند ، نقصى نداشت ، مگر اينكه نوشته بودند كه علم‌هاى پادشاهى كه در دست سپاه است و به‌جهت احترام شما در سر راه مىآورند تعظيم نمىنمايند . صاحبى ايلچى به نسل‌رود وزير گفتند كه در اوقات رفتن من به لندن با وجود نبودن ايلچى بزرگ ، علم پادشاهى تعظيم و تكريم كرد . جهت چيست كه در اينجا اين طريق قرار داده شده به جواب گفت كه مدتيست كه اين قانون در اروس برپا شده است كه علم پادشاهى به جهت هيچ پادشاهى ، تعظيم نمىنمايد . شما اين فقره را عفو نمائيد . زيرا كه از هر جهت از جهات اساس كه به جهت احترام شما برپا داشته‌اند تا اين زمان در دولت روس به جهت احدى ، نه ايلچى روم و نه ايلچى قرال‌ها ، و حتى ايلچى ناپليان برپا نداشته‌اند . صاحبى ايلچى ساكت گرديده ، ديگر سخنى مذكور نكردند ، و قبول حكم پادشاهى را نمودند . حضرات مذكور ساعتى توقف و روانهء منزل خود گرديدند . صاحبى ايلچى تمامى عمله‌جات و همراهان خود را طلبيده ، هريك را به نوعى كه شايستهء احوال او بود شالها و لباس‌هاى زرى و غير آن دادند ، و قدغن نمودند كه همگى خود را درنهايت خوبى آراسته گردانيده باشند . و آن روز اوقات صرف اين فقرات بود تا به شب رسيد . يوم يكشنبهء بيست و نهم كه سلخ شهر محرم الحرام بود : چون بايست كه فردا صبح كه غرهء شهر صفر است ، همگى در مكان معهود رفته باشيم ، در اين روز آنچه از مقولهء رخوت و اسلحه و اسباب و اساس كه ايتام در كار داشتند ، صاحبى ايلچى حكم كرده موجود و آماده و مهيا نمودند . تخت فيل را در كمال آرايش و زينت بر او بستند ، جل‌ها و اسباب زرى بر فيل‌ها پوشانيدند . پاى آنها را در چكمه كردند كه مبادا به علت سردى هوا و كثرت برف و يخ ، ناخوشى به آنها روى دهد . و اسبان هدايا را تمام جل و بنه و اسباب نيكو پوشانيدند . رشمه‌هاى طلا و كله‌گى و ساير اسباب آنها را زينت سر و گردن آنها نمودند و بعد از اينكه از هر جهت و هر حيث آراستگى تمام ، و آرايش مالاكلام ، در همهء امور به هم رسيد و خاطرجمعى به جهت صاحبى ايلچى حاصل گرديد كه ناتمامى در امور واقع نيست ، قدغن نمودند كه پاسى از شب فيل‌ها و فيل‌بانان و جلوداران و اسبان هدايا با بعضى از ملازمها روانهء مكان معهود شده باشند كه يك ساعت به طلوع صبح مانده نيز خود حركت و روانهء آنجا شده باشند . هنگام شام گراف نسل‌رود وزير و جنرال نكرى ديلماج مجددا به منزل صاحبى ايلچى آمده فقرات بسيارى از هر جهت و هر رهگذر مراتب محبت و رأفت پادشاه را بيان كرده ، و از جانب خود هم اظهار دوستى و يكجهتى بسيار كرده ، و پارهء سفارشات و پيغامات درباب رفتن به خارج شهر و آمدن بزرگان