ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

209

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

روانهء باغ رازسكوسلو كه پنج شش ورثى باغ پاولسكه مىباشد گرديديم . به ورود آنجا تمامى بزرگان و سرايداران خانهء پادشاهى كه در آنجا مىباشند ، در سر راه صاحبى آمده ، راه و رسم تعارف به جاى آوردند و چاى « 1 » صرف شده ، قدرى گردش در عمارات پادشاهى ، كه از بناهاى يكترينه است و تفصيل وضع و اساس آن در موقع خود تحرير شده ، نموده ، بعد از ساعتى آدم از جانب مادر پادشاه آمد كه بايد حال روانهء پاولسكه شوند . صاحبى ايلچى با مهمانداران و همراهان روانه شدند . قريب به باغ پاولسكه جمع « 2 » كثيرى از خاصان ، و بزرگان ، در سر راه ، به استقبال آمده ، انواع و اقسام مهمان‌نوازى و تعارف و عزت و احترام به جاى آوردند ، تا داخل باغ مذكور شديم . وضع اين باغ ، و گل‌كاريها ، و چمن‌هاى خوش‌آينده و خيابانها و وفور اقسام گلها ، و رياحين ، و آب و صفائى كه در آن واقع است از حد قياس تحرير بيرون است . مىتوان گفت كه ثانى در هيچ‌جا به جهت آن به هم نمىرسد . شصت ورث كه ده فرسخ بوده باشد ، دوره اين باغ است ، كه تمام به مصرف مادر پادشاه است و به‌جهت ايام بهار و تابستان ، در اين مكان خانه‌ها و عمارات و تماشاگاهها و مكانهاى دلنشين ، به اقسام تركيبات و وضع‌هاى غريب ساخته كه آن هنگام از پتربورغ در اينجا آمده ، شش ماه توقف مىنمايد . صاحبى ايلچى كه ابتدا وارد شدند جمع « 2 » كثيرى از بزرگان در سر راه آمده ، در كمال عزت و احترام صاحبى را در اوطاقى بردند ، كه موسوم به گلستان بود و تمام آن اوطاق از زمين و سقف و ديوارها و تمام اطراف آن را ، از پارچه‌هاى هندى ، رنگ رنگ ، گلها و شاخ‌وبرگ به اقسام مختلف ساخته ، نصب كرده بودند ، و چهل چراغ‌ها ، و اسباب ميز و صندلى و كرسىها ، در كمال زينت و آراستگى در اطراف آويخته و گذاشته بودند ، و به نوعى طراحى و گلگارى آنجا به نظر مىآمد ، كه نظيرى بر آن متصور نبود . بعد از زمانى كه در آن اوطاق گردش نموديم پيشخدمتان پادشاهى آمده ، ميزى در نهايت صفا و آراستگى گستردند . و خود در اطراف ايستاده شدند . بزرگان آمده صاحبى ايلچى را تكليف نشستن سر ميز نمودند ، همگى در سر ميز نشستيم ، اقسام تكلفات موجود و آماده نموده بودند . از جمله به طريق ايران قيماق « 3 » در كاسه‌ها بسته گذاشته بودند ، و ميوه‌هاى ممتاز بسيار ، از مقوله انجير تازهء خوب ، و آلوبالو به قد دانهء آلوى سياه تازه ، و چند قسم توت ، و هلو و زردآلو ، و انگور و چندين نوع مرباى نباتى و چندين دانهء آناناس « 4 » كه در آن فصل در آنجا دانه‌اى ده بيست تومان پول اروس بيع و شرا مىشد ، و اقسام بستنىها و ساير مأكولات در آنجا آورده بودند . هنديانه و خربزهء خوب نيز بود . بعد از اينكه غذا صرف شد ارادهء برخاستن نمودند ، چون آن هنگام آناناس « 4 » امتياز بسيار در آنجا داشت ، مادر پادشاه آدم معقولى از جانب خود فرستاد كه چون اين

--> ( 1 ) - متن : چاهى ( 2 ) - متن : جمعى ( 3 ) - در متن ، قيدماست با حذف نقطهءى آمده است و ظاهرا بايد « قيماق - قيماغ قايماق - قيمق - كيماك : سرشير ، خامه » باشد - فرهنگ معين ( 4 ) - متن : عن الناس