ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
196
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
در خارج آن خانه در كنار دريا رفتيم در آنجا دو كشتى ساخته بود . يكى به كلى به اتمام رسيده بود و مس گرفته بودند و ارداه داشتند كه روانهء دريا نمايند و ديگرى در كار به اتمام رسيدن بود . صاحبى ايلچى در كشتىهاى مذكوره رفتند و بهدقت تمام ملاحظه نمودند و تعريف بسيار از آنها كردند ، زيرا كه كمال خوبى و استحكام و وسعت داشت و استادان آنها تمام اهل انگريز مىباشند ، كه به مرور در آنجا آمده و مشغول هر كار گرديدهاند و جماعت اروس را مىآموزند . خلاصه ، تفصيل وضع و ساختن و تركيب و جا و مكانهاى كشتى و طريق آلات و اسباب آنها و قسمى كه هر چيزى را چه نوع مىسازند و هر استادى به چه امر مشغول است و كارخانهجات ايشان به چه طريق است اگر كسى خواسته باشد تحرير و تقرير نمايد ممكن نخواهد بود ، مگر اينكه آدم به چشم خود ملاحظه نمايد و ببيند كه هر چيز عمدهاى را به چه سهولت و آسانى بهعلت آن چرخها و دستگاهها كه خود به خود گردش مىكنند ، مىسازند و به كار مىاندازند . بعد از اينكه صاحبى ايلچى تمامى آنها را ، ملاحظه نمودند به كنار دريا آمده با همراهان در بطيل كوچكى سوار شده و از راه دريا روانهء منزل شدند . و آن روز هم به شب رسيد . يوم پنجشنبه دوازدهم : بعد از ناهار « 1 » جنرال مهماندار خدمت صاحبى ايلچى آمده مذكور نمود كه امروز به ملاحظهء كارخانهجات توپسازى و خمپارهسازى و مكانهائى كه آلات و اسباب حرب مىسازند بايد رفت . صاحبى ايلچى گاريت طلبيده به همراهى مهمانداران و همراهان روانهء آنجا شدند . اين كارخانهجات نيز به نسبت كارخانههاى پيش است كه ذكر شده و اصل كار همان كورهء آتش و خمرهء آب و بخار آنست « 2 » كه به يك دفعه در هر مكان صد چرخ ، دويست چرخ و دستگاه خودبهخود گردش مىكند و هر يك در پاى دستگاهى و چرخى نشسته اسبابى و آلتى مىسازند و اين مكان به همين طريق است كه نجار و خراط و ريختهگر و حداد و سوهانكار و پرداختگر و مجموع اهل حرفه كه وجود آنها به جهت ساختن توپ و خمپاره و عراده و آلات حرب در كار است در آنجا حضور دارند و هر يك مشغول به عملى مىباشند ؛ چنانچه بعد از اينكه توپ يا خمپاره را در قالب ريختند ده عدد ، بيست عدد ، بيشتر كمتر ، به يك دفعه از قالب بيرون آورده به چرخ مىبندند و چرخ مىكنند تا صاف و هموار مىشود . بعد به يك دفعه چندين توپ به دستگاه بسته سوراخ مىكنند و ميان آن را صيقل « 3 » مىدهند و از آنجا به دستگاه ديگر برده به داخل كارى و شبكه مىنمايند و همچنين تا به كلى به اتمام مىرسد و از آنجا به مكان ديگر برده عراده و اسباب آن را ساخته ، آن توپ را آماده و آراسته از كارخانه بيرون مىبرند و به كار مىاندازند و همه چابكدستى و كارگرى آنها در ساختن اين اسباب بسته به همان كورهء آتش و خمرهء آب گرم است كه چرخها و دستگاهها از بخار آن خودبهخود مىگردد . در اين خانه و اين كارخانهجات آلات و اسباب حرب از مال ايام قديم و علم و طبل
--> ( 1 ) - متن : نهار ( 2 ) - متن : اوست ( 3 ) - متن : سيقل