ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

179

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

بيرون مىآورند و روى عراده‌ها گذاشته ، در خانه‌ها و مكانها برده انبار مىنمايند ، و در اوقات گرمى هوا به مصرف مىرسانند . اما باوجود اين شدت سردى هوا ، در مدت چهار ماه ديگر ، به حدى اعتدال و گرمى در آن بهم مىرسد كه در يك هفته مجموع اشجار آنها سبز و خرم مىشود و در باغات چمن‌ها ، و گلها مىرويد ، و طراوت بىنهايت به هم مىرساند ، و در مدت دو سه ماه از اينجمله محصول آنها به كلى مىرسد . و به‌جهت اينكه آن اوقات شب چهار ساعت ، بلكه كمتر و روز بيست ساعت بيشتر است ، و تابش آفتاب به حدى مىشود كه نميتوان در جاى غير سايه ايستاد . آنوقت در حقيقت روز دو مساوى مىباشد و هوا هم منتهاى گرمى را دارد . اين است كه محصولات آنها تمام مىرسد و محصول را با خوشهء نكوبيده محصور مىنمايند ، و برده انبار مىكنند . دو قسم گندم دارند : يك قسم آن است كه بسيار ريزه و لاغر است ، و به طريق زيرهء كرمانى به نظر مىآيد ، كه آن را آرد كرده ، نان سياه به جهت سالدات و رعايا ، سرانجام مىنمايند . اگرچه مىگويند كه آن نان تقويت زياد مىكند ، اما نعوذ بالله كه آدمى به‌محض ملاحظهء آن نان از حال طبيعى بيرون مىرود ، چراكه چون نان‌هاى بسيار بزرگ كلفت از آن مىپزند . بحديكه يكنفر يكى آن را حمل‌ونقل نمىتواند كرد و هنگام حمل‌ونقل ، چوب‌ها در ميان آن نان‌ها فرو كرده دو سر چوب را دو نفر سالدات بدوش گذاشته مىبرند و صرف مىنمايند . در حين ملاحظه به خاطر مىرسد كه تختهء گل سياهى مىباشد ، و آشغال بسيار دارد . يك نوع ديگر گندم دارند كه نان آن هم سياه است ، لكن به قسم خوبى آن را مىپزند كه در ميز تمام بزرگان و اعيان و جميع خلق ! ! مىگذارند ، و صرف مىنمايند و آن نيز قوت بسيار دارد و بقسمى آن نان را مىپزند كه به طريق كماج « 1 » ميان آن پولك است و بدطعم نيست . يك نوع ديگر گندم دارند كه سفيد است ، اما بسيار ريزه و لاغر است و آن را نيز نان كرده به مصرف مىرسانند و اين نان الحق تعريف بسيار دارد . زيرا كه بىنهايت سفيد و لطيف و خوش‌طبخ و خوش‌طعم و بسيار برشته و گوارا مىباشد و به طريق كماج طبخ مىكنند و امتياز كلى دارد . جو آنها نيز دو قسم است كه [ يكى از آن‌ها ] بسيار سبك و لاغر است ، كه آن « 2 » را پنج من ، شش من ، روزى به يك اسب مىخورانند و بعوض كاه و علف همان جو است . اگرچه كاه بهيچ‌وجه من الوجوه نزد اينها بهم نمىرسد ، و در همهء اوقات دواب را علف خشك مىدهند . اما آن جو هم حكم علف دارد و هر قدر اسب بخورد عيب بهم نمىرساند . نوع ديگر هست كه بطريق جو ايران است و بقاعده به دوابها مىدهند . اسب و دواب را در ايام زمستان در شدت سردى هوا ، چنان آموخته كرده‌اند . كه برهنه نگاه مىدارند ، و برهنه بگاريت‌ها ، و عراده‌ها مىبندند ، و كار مىنمايند و عيب بهم نمىرساند . ديگر محصول آنها ، عدس و نخود بسيار درشت بتركيب غريبى ، و لوبيا و باقلاى بسيار خوب ، و پياز مىباشد كه در پتربورغ به عمل مىآيد . محصولات ديگر به علت برد

--> ( 1 ) - كماج نان تنك شيرين كه از آرد برنج و غير آن و شكر پزند : فرهنگ فارسى معين ( 2 ) - او