ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
171
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
سوار و پيادهء زبده انتخاب « 1 » كرده كه آنها را كواردى مىگويند و هميشه كشيكخانه پادشاه و مستحفظ خود پادشاه مىباشند ، و تفصيل اوضاع و احوال آنها از اين قرار است كه اين شصت هزار نفر مذكور ، بيست هزار سوار و چهل هزار پيادهء سالدات مىباشند ، و تمامى جوانان بلندقامت قوىهيكل كه اغلب دو ذرع و نيم قد دارند ، و شأن و شوكت آنها دخلى به ساير سپاه ندارد هستند ، و آنها را پادشاه مأمور به محافظت خود ، و خانهء خود كرده است . مواجب و اخراجات و لباس و اثاث « 2 » و اسلحه و يراق و اسب و ساير اسباب اينها از جميع سپاه زيادتر و بهتر است ، و اينها عزت بسيار نزد پادشاه دارند . خود اينها را نان و گوشت و عرق آماده از سركار پادشاه مىدهند . اسبهاى آنها را هر شبه در اصطبلها جو مىدهند و مهترهاى سركارى ايستاده خدمت مىنمايند ، كه چاقى و فربهى اسبهاى آنها از حد تحرير و تقرير بيرون است . خدمتكاران ديگر به جهت آنها معين است كه جميع ما يحتاج آنها را مهيا مىنمايند و خود آنها به هيچوجه مرتكب انجام امرى و كارى به جهت خود نمىشوند . چنانچه به محض ضرورت اسب آماده به دست آنها مىدهند ، كه سوار شوند ، و اسلحهء خود را برخود قرار داده ، بهرجا بايد بروند مىروند . بنه و اسباب و آذوقه كه دارند ، به عرادهها بار كرده ، همان خدمت كنانى كه موكل خدمت آنها هستند به جهت آنها مىبرند ، و افيسرهاى اين قشون كواردى تمامى از اعاظمزادگان و پسران وزرا و امرا و بزرگان و صاحب دولتان مىباشند كه همگى از براى تفاخر و اسم و رسم داشتن ، و شهرت ، خود را در سلك كواردى ملازم كرده ، و مشغول خدمت مىباشند ، به علت اينكه عزت و تقرب اين كواردى نزد پادشاه ، از جميع سپاه و غير سپاه بيشتر است پلكونيك اينها مثل جنرال مايور ساير سپاه مىباشد . ديگر مرتبهء جنرال و سركردگان كل ايشان معلوم [ است ] كه چه قدر عزت دارند . وضع و لباس و اسلحه و اسب و اثاث « 2 » ايشان ، از اين قرار است كه هم سوار و هم پيادهء سالدات اينها جوقهجوقه و دستهدسته و پولكپولك مىباشند . و در هر جوقه و دسته و پولك افيسرها و سركردههاى مشخص دارند ، و به نحوى كه تحرير يافت ، هر پولكى نيز يك دسته سازنده و نوازنده به همان نسبت در كمال رنگينى و آرايش دارند كه در پيش روى آنها در هنگام سوارى سوار ، و راه رفتن پياده ، مىروند . هر جوقه يك قسم لباس يكرنگ و يك تركيب ، و اسلحه به يك نسق ، و اسب تمام يكرنگ وى يك قسم ، و كلاه به يك طريق دارند . مثلا از سواره يك جوقه هستند كه تمام آنها لباس ماهوت سفيد در بر دارند ، و شمشير و تفنگ اسلحه آنها مىباشد و كلاه آنها از عقب گردن تا مغز سر ، موى اسب را در ميان مس و برنج كار گذاشتهاند و پيش كلاه آنها را نيز از برنج ساختهاند و در سر آنها مىباشد ، و همهء اسب آنها رنگ كهر و يك قسم مىباشد . جوقه ديگر ، لباس آنها ماهوت قرمز است ، و روى ماهوت را چيزها دوختهاند . شمشير و قرابينه در كمر دارند و تمام نيزه در دست گرفتهاند . چوب نيزه را سبزرنگ
--> ( 1 ) - متن : اسبابى ( 2 ) - متن : اساس