ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
159
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
كردهاند ، و جوف آن را يا تيماج الوان ، يا ماهوت ، يا پارچهء ديگر ، حتى مخمل فرنگى ، دوختهاند ، و مكان نشستن قرار دادهاند . و راهروى در وسط دارد . بطريق پله كه از آهن ساختهاند . و روى آن پوست گرفته اطراف را نقاشى كردهاند و چهار گوشه به تسمههاى محكم و قلابها ، و سگكها ، روى غلطك عراده بطريق ننيى « 1 » بستهاند و در عقب آن كه بيرون صندوق مذكور بوده باشد ، نيز مكان نشستن و ايستادن دارد . و حايلى به صندوق كار گذاشتهاند كه هر كس در عقب نشسته و ايستاده باشد ، آن را بدست گرفته كه محكم باشد . در پيش روى صندوق نيز جاى نشستن قرار دادهاند . وضع سوارى آن گاريت به اين قسم است : كه هر كس فراخور احوال خود آن را ساخته و به جهت سوارى در خانهء خود دارد . هروقت كه مىخواهد سوار شود ، چهار اسب ، يا شش ، يا دو اسب ، بر او پيش رو بسته ، طفل كوچكى بر يك اسب سوار است ، و آن طفل منتهاى چستى و چالاكى و يلديت همهجا را دارد و جلو اسب در دست اوست ، و اسب ديگر در بغل همان اسب سوارى آن طفل بسته ، دو رأس ديگر ، يا چهار راس ديگر ، به همان طريق ، قطار به يكديگر بستهاند . شخص در پيش روى گاريت ، روى نشستنگاه نشسته ، جلو اسبان آخرى را در دست دارد . و دو نفر ديگر لباس تازه پوشيده ، در عقب نشستن گاريت ايستادهاند كه آنها را لاكى مىنامند ، به اين قسم گاريت را آورده ، يك نفر ، دو نفر ، چهار نفر ، كمتر بيشتر ، زن و مرد ، هركس خواسته باشد در گاريت رفته ، در دو طرف ، قطار يكديگر مىنشيند ، در كمال استراحت و بصحبت مشغول مىشوند . آن طفل پيشتر كه اسب را سوار است ، بسرعت تمام ، اسب مىراند و مىدواند ، و هرجا خواهد مىرود . به قسمى اين گاريت بسرعت راه مىرود ، كه احتمال دارد كه بعضى اوقات ، ساعتى سه چهار فرسنگ راه بلكه زياده برود . بعد از آنكه به مكان مقصود رسيدند ، لاكىها فرود آمده ، در « 2 » گاريت را باز كرده ، بغل اشخاص [ را ] كه در ميان آن نشستهاند ، گرفته فرود مىآورند ، و هر جا خواهند مىروند . يك نوع سوارى ايشان كه بهترين ساير است اين بود كه تحرير شد . نوع ديگر آن را كالسكه مىگويند ، [ به ] آن هم چهار اسب ، دو اسب بسته مىشود ، و آدمها در پيش و عقب دارد ، و از گاريت كوچكتر است و تركيب ديگر دارد و مختص سوارى است كه هر كس خواسته و دارد ، از زن و مرد در آن نشسته هر جا خواهند مىروند . نوع ديگر هست [ كه ] آن را پاوسكه « 3 » مىگويند . آن هم مثل بريشكه چيزى است ، نوع ديگر هست [ كه ] آن را بريشكه « 4 » مىگويند . جاى نشيمن آدم و بار ، هرچه خواسته باشند ، در آن هست ، و در عقب آدم نشستن موقوف است . و دو اسب بر او بسته ، يكنفر آدم بهجهت راندن اسب پيش روى آن نشسته ، هرجا خواهد مىرود . جاى نشستن آدم و بار كردن هر دو [ را ] دارد . آدمى پيش روى آن نشسته اسب مىراند ،
--> ( 1 ) - ننو - ننى - قسمى گهواره كه از پارچه و چرم دوزند فرهنگ معين ص 4824 ( 2 ) - متن : درب ( 3 ) - مج : پادسكه ( 4 ) - مج : بريشكه