ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
145
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
دارد كه وصف هر يك طول غريبى دارد ، از جمله يكى همان باغى است كه عقب خانهء پادشاه و از سمتى مقابل به رودخانهء بزرگ و از سمتى مقابل خانهء صاحبى ايلچى ، و از سمتى مقابل خانهء پل پادشاه واقع است . و در سمت مقابل رودخانه ، قريب به چهل ستان سنگى يكپارچهء بسيار مرتفع قطور دارد كه در زمين كار گذاشته و فاصلهء آن را كه هر يك هفت هشت ذرع مىشود پنجرهء آهنى مستحكم خوشآيندهء بلندقد ساخته ، گذاشتهاند ، و روى آن را مطلا كردهاند ، بوضعى كه از خارج باغ كه راه مىروند ميان باغ تمام نمايان است . در اين باغ نيز پادشاه كبير خود عمارت كوچكى ساخته ، و در آن عمارت پارهاى صورت و صندوق چند از چوب به دست خود ساخته و تراشيده و منبت كرده ، كه الحق در قوهء هيچ استادى نيست . ديگر عمارات كوچك بىوضع در دو سه مكان دارد ، از جمله مكانيست كه در آنجا جمعى توقف دارند ، چاى « 1 » و شراب و عرق دارند ، هركس در بين گشتن در باغ ميل دارد ، در آنجا رفته صرف مىكند و زنان كه در فصل بهار و تابستان هر روز به سبيل استمرار در روز غير باران صبح و عصر در اين باغ رفته گردش مىنمايند ، هريك كه در آنجا مشترى بهم برسانند ، با يكديگر قرارى بدهند ، در همان مكان رفته ، امر خود را از هم ميگذرانند ، و هر عملى خواسته باشند مىكنند از جمله آقا بيك دربندى را داريم اوقات در آن مكان ميديدند كه شرب كرده ، و با زنان فيوج در آن مكان به صحبت مشغول است . همين باغ منتهاى وسعت [ را ] دارد ، و به سمت ديگر آن ميدانى واقع است كه در هر صبح ، در همهء اوقات جمع كثيرى از سالدات و همهء سپاه در آنجا جمع ميشوند ، و تا قريب ظهر مشق جنگ و انداختن توپ و تفنگ مىنمايند . اشجار و درختهاى بسيار دارد . خيابانهاى طولانى مقابل يكديگر ، درختهاى گل بسيار دارد . چمن سبز خرم بسيار دارد . تصاوير بسيار به اقسام مختلف ، از سنگ مرمر تراشيده در اين باغ بنظام گذاشتهاند . و همچنين باغات ديگر در اين [ جا ] بسيار واقع است . چندين ميدان وسيع دارد ، كه در هر ميدان چندين هزار آدم مىتواند توقف كرده باشد . از جمله ميدانى در « 2 » [ جلو ] خانهء پادشاه واقع است كه دو سه دفعه ملاحظه شد . كه شصت هزار سپاه سوار و سالدات كه هميشه كشيك ، خانهء پادشاه مىباشند ! ! ، در آن ميدان جمع بودند ، و اهل شهر و همهء خلق ! نيز در اطراف ميدان ايستاده بودند ، و ما در ميان خانهء پادشاه توقف و ملاحظهء آنها را مىكرديم . چنين مىنمود كه در اين ميدان قليل معدود مىباشد ، و همهء اطراف آن باز خالى بود . مگر مقابل خانهء پادشاه ، كه اين كثرت همه در آنجا جمع مىبودند . ميدان ديگر دارد كه صورت پتر پادشاه كبير را در آنجا سوار بر اسب ، روى كوهى ايستاده ، [ درست ] كردهاند ، و همچنين چند ميدان با وسعت ديگر نيز دارد ، و خانهها به جهت رقص و آپره كه مكان بازى مىباشد ، بسيار ساختهاند . و طويلههاى منهج « 3 » كه مكان اسب است از سركار پادشاهى كه هر يك چندين هزار آدم و اسب در آنجا ، جا مىشود بسيار است . خانهء پرورش اطفال بىپدر و بىمادر و خانهء تربيت آنها و ازين مقوله خانهها نيز بسيار است .
--> ( 1 ) - متن : چاهى ( 2 ) - متن : درب ( 3 ) - متن : و طويلهها و منهجها