ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
140
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
كه كمال استحكام بهمرسانيده ، و در زير پل طاقهاى بزرگ از سنگ ساختهاند ، كه مكرر در فصل بهار و تابستان ، كشتى بزرگ با بار از آنجا عبور كرده ، از رودخانهء بزرگ ، داخل اين رودخانههاى كوچكتر مىشود ، و بهر مكان و هر جا و هر خانه كه مىخواهند مىروند . و در مقابل آنجا در ميان رودخانه ايستاده ، بار خود را به خشكى آورده ، خالى مىنمايند و بهرمكان خواسته مىبرند . عمق اين سه شعبهء رودخانهء مذكوره ، كه در شهر جارى گرديدهاند تقريبا هشت ذرع مىشود . از هر طرف دو بدنهء آن شعبهها را تمامى از سنگهاى صاف تراشيدهء بزرگ و كوچك و وسط ، از ته آب الى لب زمين شهر سنگ بست كردهاند . و در نهايت استحكام و صفا ساختهاند . به لب رودخانه كه زمين شهر بوده باشد كه رسيدهاند ، ستانها از سنگ يكپارچه بفاصلهء دو سه ذرع كار گذاشتهاند ، و قد آنها يك ذرع مىشود و فاصلهء ميان سنگهاى مذكور را محجرهاى « 1 » كلفت ، از آهن ساخته كار گذاشتهاند كه يك ذرع ارتفاع دارد و از آنجا تا روى آب رودخانه ، سه ذرع يا بيشتر يا كمتر خواهد بود . و اين سه شعبهء رودخانهء مذكوره به همين نسبت در اغلب كوچههاى شهر جارى است و در بعضى كوچهها كه اين شعبهها جارى نشده ، باز از آنها شعبهء ديگر به همان نسبت و همان عرض و همان سنگ و پلها بدون كم و زياد بريده و برده داخل كوچههاى ديگر كردهاند ، و در همهجا و هر كوچه كه رودخانه هست ، هرچند قدم فاصله ، از دو سمت همان محجر « 2 » آهن سنگبندى كرده پلهها از سنگ تا روى آب ساختهاند كه هر كس خواسته رفته آب برمىدارد و هر نوع كارسازى از مقولهء حملونقل هرچيز از كشتى روى رودخانه ، از همين راهها مىكند اما افسوس كه آن رودخانهء عظيم بزرگ ، و اين سه شعبهء ديگر از آن بريده شده و داخل سمت جنوبى شهر مىشود . و آب بسيار گوارائى دارد . هشت ماه بشدت يخ مىكند كه صدهزار خلق و آدم و عراده و گاريت ، با اسبها در روى آن رفته تردد مىنمايند و عيب و علت نمىكند . شدت سردى هوا در هشت ماه به اين مرتبه است و آن هنگام آن پلها و جسرهاى بزرگ را باز كردهاند و بعد در چهار ماه بهار و تابستان كه يخ به كلى آب مىشود و ديگر آثار ندارد جسرها را بسته و كشتىها و گمىها از كل قرال فرنگ ، ابتدا به قلعه كه براى محافظت در يك سمت دريا و رودخانه ، در ميان آب ساختهاند و مشهور به كرنشتات مىباشد مىآيند ، و از آنجا داخل رودخانهء بزرگ شده كه از وفور آنها از مدول « 3 » كشى روى رودخانه به طريق جنگل به نظر مىآيد و علاوهبر آن تمامى سوخت و آذوقه و ما يحتاج هشت ماههء آنها را در كشتى كوچك و بزرگ كرده ، و از رودخانهء بزرگ به اين سه شعبهء رودخانه ديگر در شهر آورده و روى آب مىآيند . هركس هر چيز خواسته خريدارى و كشتى را آورده ، در مقابل خانهء خود نگاه مىدارد و از همان راهها كه ساختهاند به خشكى آورده ، حملونقل بجا و مكان خود مىنمايند و آبهاى مصارف و خوراك آنها نيز از همين رودخانه است . اگر فرضا كوچهء ، رودخانه در آن جارى نباشد عرادهها و مشكهاى چوبى بزرگ ساخته روى عراده گذاشته سر رودخانهها مىآيند و از همان راهها آب برداشته بار كرده
--> ( 1 ) - متن : معجرهاى ( 2 ) - معجر ( 3 ) - مج : دكل