ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

124

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

پادشاه آورده مىسپارد . غرض اين است كه كشيك‌چى عوض شده و هر يك به جائى و مكانى كه مأمورند مشغول خدمت خود باشند . « 1 » اصل اين عمل حرمت است كه از براى پادشاه و ايلچى بزرگى كه بسيار احترام داشته باشد قرار داده‌اند . همين روز كه روز اول توقف در آنجا بود قدرى از روز رفته گراف اژروسكى كه بزرگ و حاكم و صاحب‌اختيار اين باغ و آن شهر بود ، به آئين روس ، جمع كثيرى سالدات و افيسر با چند نفر بزرگان ، و يكدسته سازنده و طبل و علم « 2 » برداشته به منزل صاحبى ايلچى آمده در آنجا ايستاده ، و به آئين تمام ، سالدات را عوض و بدل كرده ، همان سياهه كه قاعدة به جهت پادشاه هست ، در دست گرفته نزد صاحبى ايلچى رفته در كمال عزت و احترام ، نموده ، و اقسام تعارف رسمى بجاى آورده ، بعد يكنفر جنرال كه نايب دوىمايور كه به‌جاى وزير ، در اوقات نبودن پادشاه ، در دفترخانهء غربا مأمور رتق وفتق مهمات مىبود ، به همراهى ميرزا ابوتراب ايرانى كه مدت سى چهل سال است كه در پتربورغ توقف دارد و در دفترخانه مشغول ترجمهء نوشتجات مىباشد از جانب دوى مأيور ، به ديدن صاحبى ايلچى آمده ، بعد از تعارفات رسمى ، از گفتهء آنها مشخص شد كه ايشان از دولت خود مأمور نيستند كه عزت و احترامى كه شايستهء ايلچى بزرگ باشد به عمل آورده باشند . به اينجهت آنچه شايد و بايد نخواهند به عمل آورد . اين معنى اندك به طبع صاحبى ايلچى گران آمد ، به همراهان خود فرمودند كه سرگور اوزلى ايلچى بزرگ دولت انگريز كه اينقدر ما را تحريك و ترغيب به آمدن پتربورغ نمود ، البته از اين فقره مطلع بود . چرا خواست كه بىحضور پادشاه ، ما به اين صوب آمده باشيم ؟ و از اين گذشته ما كه بنحو نوشتهء او از مسقو كه هفتصد ورث راه است ، به اينجا آمديم . او چرا در اين روز از پتربورغ كه بيست و دو ورث است به اينجا به ديدن ما نيامد . از اين جهات صاحبى ايلچى قدرى متغير گرديده ، جوابى كه لازم بود به فرستادگان دوىمأيور داد . آنها به مكان خود رفتند . بعد مشخص شد كه اسب‌ها را كه پيش فرستاده بودند به‌علت سردى هوا و بىاهتمامى همراهان ، چند رأس از آنها ناخوش شده ، جلوداران و همراهان اسبان را خواستند و اسبها را آورده ملاحظه نمودند . قدرى به تنبيه آنها پرداخته فرستادند طبيب اسب و اشخاصى كه سررشته داشتند آورده مأمور به سرپرستى اسبان نمودند . بعد مشخص شد كه ناپليان كه از جزيره آلب فرار كرده ، استعدادى به همرسانيده و پادشاه روس به دعواى او رفته و آمدن او به پتربورغ در عهدهء « 3 » تعويق است . اين روز از وصول اين خبر و آن جهات ديگر اوقات بسيار به صاحبى ايلچى تلخ شده ، در كمال دلگيرى و پريشان‌حالى در منزل بسر بردند . يوم دوشنبه بيست و نهم : قدرى از روز گذشته به طريق روز قبل گراف اژروسكى با همان اساس و سالدات آمده ، آنها را معاوضه كرده و سياهه آورده در كمال احترام به صاحبى ايلچى سپرده و بعد چندين نفر از بزرگان آنجا به ديدن صاحبى ايلچى آمده

--> ( 1 ) - متن : مىباشند ( 2 ) - متن : الم ( 3 ) - متن : عقدهء