ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

108

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

ساخته بودند . تخمينا پانصد ششصد اطاق بزرگ و وسط و كوچك در طبقات او بود . دالان‌ها و راه‌روهاى طولانى متعدد داشت . در مرتبه‌به‌مرتبهء آن پله‌ها از سنگ يك پارچهء منبت كه دو ذرع طول و نيم ذرع عرض داشت ساخته بودند . جميع اطاق‌ها در كمال صفا و آراستگى بود . باغات و باغچه‌هاى گل‌كارى و چند كليسا در جنب همان خانه ساخته بودند كه تمام جزو آن خانه بود و جميع آنها در « 1 » و پنجرهء آينه در اطراف داشت . ابتدا كه وارد طبقه زيرين شديم دفترخانه‌اى ظاهر شد . جمعى در آنجا نشسته كاغذها و دفترها و ثبت و سررشته پيش رو گذاشته بودند ، معلوم شد كه ايشان در اينجا نشسته هر زن حامله كه وارد مىشود نقاب بر صورت انداخته زنگى به دم در « 1 » آويخته‌اند . آن را مىزند ، در را باز مىكنند داخل مىشود . و به گوشهء معينى رفته ، اول رقعه نوشته به دست مادر مىدهند ، كه اين طفل چندم است كه اين سال آورده‌اند . آن رقعه را مادر ضبط مىكند كه هر وقت خواسته باشد ، آمده طفل خود را مىبيند و همان قسم رقعه هم بعد از وضع حمل روى تخته نوشته بالاى گاهوارهء طفل مىگذارند كه مادر وقت آمدن با رقعهء خود مقابله مىكند و مىداند اين طفل اوست . و وضع حمل مىكند ، تاريخ وضع حمل ، و پسر يا دختر بودن ، و جا و مكان طفل ، و به كدام دايه سپردن ، و كيفيت آن را همان ساعت ثبت برداشته نگاه مىدارند ، و مادر او ، به مكان خود مىرود . از آنجا گذشته به طبقه ديگر رفتيم ، ملاحظه شد كه به قدر بيست طفل قنداقى به روى مكانهائى كه به جهت آنها ساخته‌اند گذاشته و اسبابى كه به جهت آنها در كار بود ، پهلوى آنها گذاشته ، و هر يك دايه [ اى ] داشتند كه نزد آنها ايستاده ، گاهى آنها را شير مىدهد و گاهى به استراحت مشغول مىسازد . در آنجا مشخص شد كه بالفعل هفتهزار و چهارصد نفر آدم بزرگ و كوچك و دختر و پسر و زن و مرد از نطفهء حرام در آن خانه موجود بودند . و از آن جمله چهارصد نفر آن [ ها ] را در همان سال 1230 « 2 » آورده ، وضع حمل كرده بودند . غريب‌تر اينكه در همين شب پيش كه ما به تماشا آمده بوديم ، دوازده زن آمده ، دوازده طفل زائيده و رفته بودند . در اين خانه چهارصد نفر دايهء شيرده مستمرى دارد ، كه هر يك يك سال ، نه ماه ، كمتر بيشتر شير به اطفال مىدهند و همين‌كه شير آنها تمام مىشود آنها را عوض و بدل مىنمايند . و دايهء شيرده مىآورند ، كه هميشهء اوقات چهارصد دايهء مستمرى حاضر مىباشند ، و هر يك سالى سه تومان پول اروس مواجب از سركار مادر پادشاه دارند . و مىگيرند . يكصد نفر دايهء ديگر از دهات در آنجا مىآورند ، كه هر گاه اين چهارصد نفر دايه كفايت نكند هر چه طفل بىدايه باشد به آنها بدهند كه آنها طفل را گرفته با اخراجات يك ساله به محل خود مىروند ، و شير مىدهند و بعد از يكسال طفل را صحيح و سالم آورده به عاملان آن خانه مىسپارند . بعد از استماع اين فقرات به طبقهء ديگر رفتيم . ملاحظه شد كه كت‌ها و جاها به جهت

--> ( 1 ) - متن : درب ( 2 ) - مج : 1231