ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
104
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
مضمون اينكه : يك ماه ديگر امپراطور روس از سفر معاودت به پتربورغ خواهد كرد ، بعد لاردوالپول ، نايب ايلچى بزرگ دولت انگريز كه در دولت روس مقيم است ، از پتربورغ به مسقو آمده ، به ديدن صاحبى ايلچى آمد و اقسام تعارف و مهربانى بجاى آورد . مرد زيرك دانشمندى جلوه نمود . دو سه ساعت در آنجا نشسته از هر مقوله صحبت داشته به منزل خود عود نمود . باقى روز به گردش منزل و مطالعهء كتاب گذشت . اين شب در خانهء يكى از بزرگان موعود بودند ، قدرى از شب [ گذشته ] بساناويچ مهماندار آمده گاريت مخصوصى آورده ، صاحبى ايلچى سوار و با مهمانداران به منزل ميزبان رفتند . طور مصوف در آنجا حضور داشت ، با همهء بزرگانى كه بودند انواع و اقسام عزت و مهربانى نمودند ، زنان بسيار در آنجا آمده بودند . ساز و نوا « 1 » به آئين خود مىنواختند . مردان و زنان به نسبتى كه تحرير يافته رقص مىكردند . چاى « 2 » و شيرينى صرف مىنمودند . قدرى از شب كه به همين طريق گذشت صاحبى ايلچى از آنجا معاودت به منزل و استراحت نمودند . يوم يكشنبه شانزدهم : قدرى مشغول درس مشق انگريزى شدند . چون دوى مايور نايب وزير دولت روس كه در پتربورغ بود ، چند يوم پيش مكتوبى به صاحبى ايلچى قلمى نموده بود ، جواب آن را با جواب نوشتجات سرگوراوزلى و حكيم انگريز ، قلمى نموده و ممهور ساخته ، تسليم بساناويچ شد كه ارسال پتربورغ نمايد . بعد قدرى به گردش مشغول شدند . مشخص شد كه ايلچى پروس و ايلچى ورتنبر به ديدن صاحبى ايلچى آمده ملاقات نشده ، رقعه داده بودند . چون در يوروب قاعده اين است كه هر كس به ديدن كسى ميرود و ملاقات نمىشود ، يا مدعى خودرأى ملاقات ندارد رقعه فرستاده ، در « 3 » منزل هر كس به قاپوچى « 4 » مىسپارند . مضمون اينكه ما آمديم شما نبوديد . آن شخص هم به همين نسبت رقعه به در « 3 » منزل آنها مىفرستد . اين روز بساناويچ دو رقعه از جانب ايلچيان مذكور آورد كه آنها آمدهاند و ملاقات نشده ، اين شب چند نفر دوستان انگريز [ ى ] ، با زنان خود خدمت ايلچى آمده ، قدرى نشسته به صحبت مشغول بودند ، و آخر شب هر يك به منزل خود رفتند و بعد استراحت شد . يوم دوشنبه هفدهم : قدرى مشغول درس و مشق انگريزى بودند ، اين روز دو دفعه لارد دوالپول به ديدن آمده ، اقسام تعارف رسمى به جاى آورده ، مرد درست آشناى فهميده بهنظر آمد . دفعهء ثانى رخصت مرخصى و معاودت به پتربورغ را خواسته و اظهار جواب نوشتجات سرگوراوزلى و حكيم را نموده تسليم او كردند ، و رخصت رفتن گرفته روانهء پتربورغ شد . صاحبى ايلچى قدرى سوار گاريت شده ، در شهر گردش مىكردند . ملاحظه شد كه خانهء رقص كه آن را آپره مىگويند و بعضى شبها در آنجا رفته تماشا مىكرديم آتش گرفته و شعلهء آتش از سقف آن زبانه مىكشد ، و خلق بسيارى جمع شده ، و اسباب پيچ
--> ( 1 ) - متن : ساز و نواز ( 2 ) - متن : چاهى ( 3 ) - متن : درب ( 4 ) - قاپوچى : دربان ، فرهنگ معين