ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
76
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
كه رود بزرگى است از پاى آن تل مىگذرد . نرسيده به رودخانه خانوار « 1 » بسيارى در خارج شهر ، حوالى رودخانه دارد كه در آنها كثرت جمعيت ملاحظه مىشد . جسرى از چوب روى رودخانه ترتيب داده بودند كه از روى آن عبور مىشد و از آنجا گذشته به شهر رفته در خانهاى عالى كه مشرف به بسيارى خانه و عمارات بود فرود آمديم . خانههاى شهر سه طبقهء بسيار مرتفع و كوچه و خيابانها روبروى يكديگر واقع است ، و اين محل ابتداى مملكت شهر تول است . درحين ورود جمعى بزرگان و اعزه و اعيان در سر راه آمده همراه وارد منزل شدند . عزت و احترام بسيار بجاى آوردند . اين شب هر يك در مكانى قرار گرفتيم و صبح از آنجا حركت و روانهء منزل ديگر شديم . چهارشنبه بيست و چهارم : صبح از آنجا حركت و بعد از طى هفتاد و دو ورث راه كه رود بزرگى است از پاى آن تل مىگذرد . نرسيده به رودخانه خانوار « 1 » بسيارى عوض كرده ، از ابتداى حركت از منزل الى آخر متصل بهم از هر دو جانب قراء و دهات و باغات و جنگل بسيار بود ، آب و رودخانه و نهرهاى جارى واقع بود پلهاى چوبى روى آنها بسته بودند . محل مزبور دويست سيصد خانوار بودند ، كليسا در آنجا ساخته بودند . بهورود منزل مشخص شد كه اسبان هدايا را كه پيش روانه كرده بوديم روز قبل وارد اين منزل شده و ماديان كهر كه منجملهء هدايا بود كرهء نر خوبى آورده ، و با وجود كثرت برف و شدت سردى هوا كه به مرتبهء اعلاست عيب و نقصى بهم نرسانيده ، صاحبى ايلچى بعد از ديدن كره قرارداد نمودند كه به اين جهت اسبان دو سه روزى در آنجا توقف كرده ، بعد روانهء شهر تول شوند و خود آن شب در آنجا توقف ، و صبح از آنجا حركت و روانهء منزل ديگر شديم . يوم پنجشنبه بيست و پنجم : از آن منزل حركت و بعد از طى هشت فرسنگ راه ، روانهء محل داسكه شديم . در عرض راه يك جا اسب عوض كرديم و اين راه به طريق روز قبل دهات و جنگل و باغات و رودخانه و پل چوبى بسيار داشت . قليلى از شب گذشته وارد شديم . اين منزل محل بزرگى است . خانه و عمارت كهنه بسيار دارد ، و كليسا نيز دارد . آن شب در خانه [ اى ] فرود آمده بسر برديم صبح از آنجا حركت و روانهء منزل ديگر شديم . يوم جمعه بيست و ششم : صبح قدرى بهعلت تعمير عرادهها توقف شد ، و بعد از آنجا حركت و روانهء منزلخانهء ديگر شديم . هشت فرسنگ مسافت داشت . يك جا اسب عوض كرده راه بطريق روزهاى قبل ، قدرى پستى و بلندى و جنگل و دهات و باغات و رودخانه و پل چوبى دارد . در مكانى فرود آمده ، غذا صرف شده از آنجا روانهء منزلخانه شديم . مكانى كه توان وصفى از آن نوشت نبود ، هر قسم بود آن شب را در آنجا بسر برده صبح روانهء شهر تول شديم .
--> ( 1 ) - متن : خانوارى