ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

72

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

[ دارد ] و بخلاف ولايت لندن است كه ممنوع كرده‌اند كه اتاق را پست و سقف را كوتاه مىسازند . در اينجا كارخانهء ماهوت‌سازى بسيار است . محل زراعت و صحراى سبز و ، چمن خرم بسيار دارد . اقسام گلهاى رنگارنگ [ و ميوه‌هاى بسيار ، ] « 1 » و قدرى مركبات از مقولهء ليمو و نارنگى در اينجا بهم ميرسد ، و در خانه‌ها دارند و در اطاق‌ها پيچى « 2 » يعنى مكان آتش از كاشى رنگين بسيار خوب ميسازند به اينطريق كه در يك گوشهء يك اوطاق آن را بنا كرده ، و كاشىكارى كرده و تنقيهء گلى داده ساخته‌اند ، و ميان آن آتش كرده ، مىسوزانند و هيمهء بسيار در آن ميگذارند ، و سه اطاق ديگر را لوله گذاشته و رخنه‌ها در آنها كرده‌اند ، كه از اين يك پيچ سه چهار اوطاق به حدى گرم مىشود كه باوجود شدت سردى هوا اكثر اوقات آدم تاب توقف نمىآورد . كاش اين طريق پيچ و بخارى در ايران مصطلح مىشد . بهرحال شهر بارونج ، خوب شهريست و كورنادر اينجا كه اسمش ميخائيل ايوانج پيرادين مىباشد مرد بسيار خوب با تعارفيست . همان لحظهء ورود صاحبى ايلچى به منزل ، با جمع « 3 » كثيرى در آنجا آمده اقسام تعارف بجاى آورده ، و وعدهء ضيافت از صاحبى ايلچى خواسته ، به منزل خود رفت . و اما اصل شهر بارونج بسيار بدآب‌وهواست . چند روزى در آنجا توقف شد . بجز كثرت برف و بارش چيزى ملاحظه نشد ، و آب آن هم گوارا نيست . آفتاب در آنجا در ايام زمستان بسيار كم ، بلكه هيچ مرئى « 4 » نمىشود . چند روزى در اينجا توقف شد . يوم پنجشنبه يازدهم : صاحبى ايلچى با همراهان به حمام رفته ، بعد گاريت مخصوص آورده سوار گرديده به دار الضيافه كه خانهء كورنادر باشد رفتند . به ورود آنجا بزرگان و اعيانى كه جمع بودند به اتفاق صاحبخانه بر سر راه آمده ، راه و رسم مهمان‌نوازى بجاى آوردند . زن كورنادر كه بحسب صورت ، كريه‌منظر و در معنى دانشمند و سخنور و از بزرگ‌زادگان بود ، انواع و اقسام مهربانى و مهماندارى بجاى آورد . بعد از تعارفات ، همگى برخاسته در سر ميز رفته مشغول صرف غذا شدند . به آئين روس سازونوا « 5 » مىنواختند . بعد از صرف غذا صاحبى ايلچى لحظهء ديگر توقف و از آنجا سوار گرديده معاودت به منزل نمودند . اين روز امر ديگر واقع نبود . يوم جمعه دوازدهم : امر تازه واقع نبود . چند نفر از بزرگان به ديدن صاحبى ايلچى آمده بعد از زمانى كه صحبت ميداشتند به منزل خود مىرفتند . جنرال ميترواسليج چركوف كه نايب كورنادر و عملهء بزرگان اينجا بود ، خدمت صاحبى آمده بعد از تعارفات وعدهء ضيافت شب ديگر را خواسته به منزل خود رفت ، و اين روز هر يك در جا و مكان و منزل خود توقف داشتيم و به صحبت رسمى با يكديگر مشغول بوديم . يوم شنبه سيزدهم : قدرى از روز گذشته غذا صرف شده ، جمعى كثير از بزرگان و كورنادر به ديدن آمده ، بعد از زمانى صحبت ، هريك به منزل خود رفتند . قليلى از شب گذشته گاريت مخصوص آورده ، صاحبى ايلچى با همراهان و جنرال بساناويچ و ساير

--> ( 1 ) - متن : و بسيار ميوه‌ها ( 2 ) - ظاهرا نجارى خودمان مىباشد ( 3 ) - متن : جمعى ( 4 ) - متن : مرعى ( 5 ) - متن : نواز