ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
46
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
خود دارد . سردار آدمى تعيين كرده او را خدمت صاحبى ايلچى آوردند . بعد از اطلاع از كيفيت مذكور حكم نموده ، او را مقيد و روانهء ايروان نمودند كه از آنجا روانهء تبريز شود . اين روز هم به اين نسبت گذشت . يوم شنبه شانزدهم الى شنبه بيست و سيم : قدرى اوقات صرف انجام اسباب راه و تداركات ضروريه بود . صاحبى ايلچى بعضى از اوقات مشغول مطالعهء كتاب و گاهى به گردش اطراف منزل و ملاحظهء رودخانه مشغول بودند . روزى اوقات صرف نموده ، چون خواهش و تمناى سردار اين بود كه باليوانچ ، وزير او امضاى عهدنامهء مباركه را به دولت عليهء ايران برده باشد ، مكرر سفارش و تأكيد مىنمود كه دربارهء او به امناى دولت عليه سفارشات لازمه قلمى شود . عرايض و نوشتجات بسيار درباب امضا بردن باليوانچ و امورات ديگر به دولت عليه قلمى به مصحوب آقا بابا بيك حامل بقيهء هدايا و همراهان او ارسال ايران نموده ، و تكلفى كه شايستهء آنهابود نيز به آنها داده شد . روزى ديگر صاحبى سردار به ديدن آمد . قالىها « 1 » و شالهاى تازه آورده را ملاحظه كرده و بسيار تعريف نمود . يك طاقه شال رضائى گلى را بسيار تعريف و خواهش نمود ، صاحبى ايلچى نيز دادند ، و او اظهار رضامندى بسيار كرد . روزى ديگر صاحبى ايلچى به گاريت مخصوص سوار و به بازديد سردار رفتند و قدرى در آنجا توقف و سردار بيان مىنمود كه نوشتجات و مراسلات ، در كمال تأكيد به امناى دولت روسيه قلمى نمودهام . كه همگى در انجام مهام شما سعى تمام و كوشش ما لا كلام بهعمل آورده باشند و خاطر شما در هر باب جمع باشد كه با نيل مقصود معاودت خواهيد نمود . همان روز صاحبى ايلچى را در خلوت خود برد ، سياهه كرده و بدست صاحبى داد كه درحين ورود به پتربورغ به اين اشخاص تعارفات كلى بايد كرده باشيد ، و بعد مراجعت به منزل نمودند . روزى ديگر سردار گاريت مخصوص كه به جهت سوارى عرض راه صاحبى ايلچى خريدارى و سرانجام نموده بود آورده و صاحبى ايلچى بعد از ملاحظه ، قدرى انعام به حاملان گاريت مذكور دادند . ديگر اين روزها امرى كه قابل تحرير باشد صورت وقوع نيافت . يوم يكشنبه بيست و چهارم و دوشنبه بيست و پنجم : كه زمان حركت از تفليس بود ، چندين طاقهء شال رضائى و كوشيج و چند رأس اسب عربى و مبلغى معتد وجه نقد و چادر و غيره ، به چند نفر مهمانداران و قلعهبيگى و داروغهء شهر كه او هم مهماندار بوده و طبيب كراچتن و افيسر و سالدات كشيكچى و گاريتچيان و عملهء سردار و ديگران كه در عرض مدت توقف به خدمات مشغول بودند بهموجب تفصيل علاحده ، بنحو فرمودهء صاحبى ايلچى تعارف و بخشش واقع شده و بهريك على قدر حال آنچه بايست برسد رسيده و بعد عرايض و نوشتجات در باب رفتن باليوانچ وزير و بردن امضاى عهدنامه و حركت خود از تفليس به دولت عليهء ايران قلمى و تسليم بابا بيك غلام نواب اشرف نمود . يك رأس اسب عربى و قدرى وجه نيز به او و يك دو نفر غلامان كه همراه او بودند داده شد ، و
--> ( 1 ) - متن : غالىها