محمد على حاجيلو

123

ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى )

اطرافيان ، هواى لشكركشى و جنگ با اسماعيليان به سرش افتاد ، حسن با تهديدى وحشتناك ، فكر او را براى هميشه از اين عمل منصرف كرد . جوينى در اين‌باره آورده است : حسن صباح از خادمان يكى را به مالى خطير بفريفت و كاردى بفرستاد تا در شبى كه سلطان مست خفته بود ، كارد را در پيش تخت او در زمين نشاندند ، چون سلطان بيدار گشت و كارد بديد از آن انديشناك شد و چون اين تهمت بر كسى نمىبست به اختفاى آن اشارت فرمود ، حسن صباح رسول فرستاد و پيغام داد كه اگر نه به سلطان ارادت خير بودى آن كارد را كى بر زمين درشت مىنشاندند ، در سينه نرم سلطان استوار كردندى ، سلطان ترسيد و بدان سبب به صلح ايشان مايل شد . « 1 » حسن صباح در ربيع الثانى سال 518 ه ق بيمار شد و چون مرگ را در برابر خود ديد ، جانشين خود را تعيين كرد « 2 » و سرانجام در شب چهارشنبه ، ششم ربيع الثانى از سال 518 ه ق درگذشت . جانشينان حسن صباح 1 . بزرگ اميد ، جانشين بلافصل حسن صباح كه از سال 512 ه ق در قلعه لمسر و پس از درگذشت حسن صباح 518 تا سال 533 ه ق از قلعه الموت ، مبارزات اسماعيليان را رهبرى مىكرد . از وقايع دورهء وى حمله سلطان محمد سلجوقى در سال 525 ه ق به قلعه الموت بود كه به شكست و ناكامى سلطان انجاميد . در زمان وى ترورهاى فدائيان اسماعيلى كه در تاريخ مشهور است ، همچنان به شدت ادامه يافت .

--> ( 1 ) . همان ، ص 77 . ( 2 ) . همان ، ص 77 .