محمد على حاجيلو
119
ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى )
نه سال بعد براى دعوت مردم به يك سلسله مسافرتهاى طولانى در ايران پرداخت و از اصفهان به كرمان و يزد رفت و در آنجا مشغول به دعوت شد . از مركز ايران به اصفهان برگشت و از آنجا به خوزستان رفت و سه ماه در آنجا ماند كه قبلا نيز هنگام بازگشت از مصر مدتى در آنجا اقامت كرده بود . حسن بعد از آن متوجه شمال ايران يعنى ايالات واقع در اطراف خزر - گيلان و مازندران - به خصوص ناحيهء كوهستانى معروف به ديلم شد . در ميان مردم اين منطقه - مردمى كه سابقه تشيع زيدى داشتند - حسن صباح حداكثر تلاش خود را براى دعوت مردم كرد . براى مردم جنگاور و ناراضى ديلم و مازندران كيش سلحشورانه او فريبندگى و جذابيتى شديد داشت . در اين هنگام حسن تمام توجه خود را به قلعه الموت معطوف ساخته بود ، زيرا آن را دژ مناسبى براى شروع جنبش نزارى مىدانست . از شهريار كوه كه در مازندران در جنوب درياى خزر واقع است ، داعيانى براى ارشاد و دعوت محافظان الموت كه در ايالت مجاور مازندران يعنى ديلمان قرار دارد ، مىفرستاد . از قرار معلوم حسين قائنى كسى است كه عملا امر دعوت محافظان الموت را برعهده داشت . هنگامى كه افراد پادگان دعوت اسماعيلى را پذيرفتند ، حسن شخصا رهسپار آنجا شد و پنهانى وارد قلعه گرديد ، « 1 » همچنين منابع از تلاش نظام الملك جهت دستگيرى حسن صباح سخن مىگويند كه اين تلاشها در نهايت ناكام ماند . « 2 »
--> ( 1 ) . هاجسن ، فرقه اسماعيليه ، ترجمه فريدون بدرهاى ، تبريز ، كتابفروشى تهران ، 1346 ش ، ص 116 . ( 2 ) . جهانگشاى جوينى ، پيشين ، ج 3 ، ص 70 .