محمد على حاجيلو

106

ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى )

بنابراين بهاء الدوله تصميم گرفت كسى را براى مقام خلافت انتخاب كند كه رعايت مصالح امور را بكند و به اصطلاح در انجام امور مادى و معنوى خلافت از هوا و هوس دور باشد . « 1 » به همين منظور در شعبان سنه 381 ه ق وى را از خلافت خلع و القادر بالله را به خلافت منصوب كرد . اما انگيزه اصلى بهاء الدوله در بركنارى الطائع ، ضعف مالى بهاء الدوله بود . او به طمع زر و سيمى كه در اختيار الطائع بود و به تحريك افرادى چون ابو الحسن بن معلم كه در او نفوذ سختى داشت ، اقدام به خلع الطائع و ضبط اموال او كرد ، « 2 » بنابراين سخن عتبى در اين‌باره توجيهى بيش نيست ، زيرا در زمان تسلط آل بويه بر بغداد خلفاى عباسى از قدرت چندانى برخوردار نبودند و تحت فرمان حاكمان بويهى بودند و تنها انگيزه‌هاى خاصى كه در جهت تثبيت و تحكيم قدرت آل بويه انجام مىگرفت ، مىتوانست مشوقى براى عزل و نصب خلفا باشد . نكته در خور توجه اين است كه چرا حاكمان آل بويه اقدام به براندازى خلافت عباسيان نكردند و آيا اصولا اين كار امكان‌پذير بود ؟ در جواب بايد گفت كه حاكمان آل بويه نيز همچون بسيارى از پادشاهان مستقل ديگر در جهت حفظ و تحكيم قدرت و در راستاى منافع سياسى خود قدم برمىداشتند ، از طرف ديگر اوضاع حاكم بر سرزمينهاى خلافت اين امكان را به آنان نمىداد كه مقام خلافت را براندازند ، زيرا چند عامل در اين مسئله مؤثر بود ، از جمله : اولا ، اكثريت مردم بغداد سنىمذهب و وفادار به خليفه عباسى بودند . ثانيا بخش بزرگى از سپاهيان آل بويه را تركان سنىمذهب تشكيل مىدادند كه به شدت پايبند مذهب تسنن بودند و قدرت خليفه اگرچه اسمى و ظاهرى بود ، ولى از طريق اين

--> ( 1 ) . ابو نصر عتبى ، تاريخ يمينى ، ترجمه دكتر جعفر شعار ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، بىتا ، ص 298 . ( 2 ) . الكامل ، پيشين ، ج 5 ، ص 489 .