ميرزا بيگ جنابدى

66

روضة الصفويه ( فارسى )

امتياز . سرهنگان جنگجوى از تلبيس آن ، پرشكوه و مهيب و متّصلان انوار محبّت خاندان به تشريفش از نور ايمان با نصيب . سرافرازان بزم دولت از آن زينت ، چون شعلهء شمع فروزان و در نظر خوشه‌چينان خرمن غوايت ، مانند زبانهء آتش سوزان . صوفيان صافى طويّت از تلبيس آن مسمّى به قزلباش شوكت و مهابتشان در اقطار آفاق پراكنده و فاش . همچنين در تكميل مزيّنات اسباب جلال و تحصيل محسّنات مواد حشمت و استقلال و تعيين قواعد جليل الفوايد سلطنت و تدوين قوانين مستبين « 1 » خلافت و اجراى احكام جهان‌مطاع و تنفيذ امور لازم الاتباع به نوعى مبالغه فرموده كه تا مورد السّلطان ظلّ اللّه في الأرضين روز الست سمند تيزرفتار دولت را در زير زين سلطنت كشيده ، شهسوارى بدان چابك‌روى در صدر زين جاى نكرده و تا دست قدرت مضمار جهان را از پى جولان فارسان ميدان خلافت مسطح نموده [ 6 الف ] نامدارى مانند او شبديز جرأت در ميدان شجاعت به جولان درنياورده . چون نعمتها و خصوصيتهايى كه واهب بىضنّت به آن نيّر برج مكرمت اعطا فرموده از حيّز تعداد بيرون است و استعداد ايراد مجموع آن به دليل و إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها « 2 » از راقم اين حروف مسلوف ، لاجرم به تحرير بعضى از معظّمات صفات پرداخت . اكنون سمند بيان « 3 » در مضمار شرح و نسب آن پادشاه عالى حسب به جولان آورده ، اوراق زرّين آتيه را از ذكر آباى عظام و اجداد كرامش و آنچه موقوف عليه اجلاس بر سرير سلطنت است مىآرايد - التّوفيق من عطيّات ملك الأجداد .

--> ( 1 ) ف : متبين . ( 2 ) ابراهيم : 34 . ( 3 ) ف : كميت قلم .