ميرزا بيگ جنابدى

40

روضة الصفويه ( فارسى )

روايات افراد ثقه ، مشاهدات عينى . با توجّه به اظهار نظر ميرزا بيگ در مورد نحوهء تأليف روضة الصّفويّة ، اين آگاهى به دست مىآيد كه وى نقش دوگانه‌اى در خلق اين اثر داشته است ، به عبارت ديگر مطالب نيمهء اوّل كتاب ؛ يعنى وقايع دوران شاه اسماعيل اوّل تا اوايل سلطنت شاه عباس اوّل ، كه از روى منابع مكتوب و مسموعات تنظيم شده است ، ميرزا بيگ را به عنوان مؤلّف معرفى مىكند و مطالب نيمهء دوّم كتاب ، كه كلا بر اثر مشاهدات عينى به ثبت رسيده است ، نقش مورّخ را به وى مىدهد . به هر حال براى رفع هرگونه شبهه و ابهام در متن تاريخ به تك‌تك اعتراضات و اشكالات مطروحهء استاد گلچين در مقالهء مزبور ، كه برگرفته از نسخهء مجلس است ، پاسخ داده مىشود . 1 نسخهء مجلس 1 - « در اين سال [ 900 ] رستم بيگ شاهزادگان عالىتبار را به دار الارشاد اردبيل فرستاد كه به طريق سابق در آنجا متمكّن بوده و خلايق را از ضلالت به هدايت ارشاد فرمايند . » 2 - « در آن اوان كه مراد بيگ بايندر از خوف خاقان [ - شاه اسماعيل ] ، يزد را گذاشته به جانب هرات رفت » . متن مصحّح « . . . رستم بيگ به معاضدت حضرات عاليات از جانب مخالفان كوته‌انديش فىالجمله خاطر جمع نموده ايشان [ - شاهزادگان ] را رخصت مراجعت به وطن مألوفشان ارزانى داشت كه به اردبيل رفته چراغ دودمان صفوى را ، كه چند روزى بنا بر تند باد عناد دشمنان منطفى گرديده بود ، افروخته گردانند و منتسبان انوار فيض آن خاندان را به مطلوب رسانند . » [ 24 ب ] با مراجعه در متن مصحّح چنين مطلبى ديده نمىشود ، بلكه مطلب راجع به درگيرى مراد بيگ و شاه اسماعيل در ورق [ 53 ب ] اين چنين آمده است : « . . . و دفع سلطان مراد بن يعقوب بيگ بن حسن بيگ را ، كه فرمانفرماى عراق عجم و فارس و كرمان با توابع و مضافات به وى متعلّق مىبود ، بر ذمّهء همت و الا واجب دانسته از أجلّ مهمّات شمرد و . . . » و در دو ورق بعد [ 56 الف ] مىآيد كه : « . . . سلطان مراد عنان مركب فرار