ميرزا بيگ جنابدى
21
روضة الصفويه ( فارسى )
نمايش ارزش كار و قدرت سلاطين صفوى و امراى قزلباش است تا بدينوسيله به آيندگان القاء كند كه مردم محصور على رغم جنگجويى ، مبارزات و دليرى در مقابل سلطان تاب مقاومت نياورده هلاك شدهاند . مثلا وقتى كه صحبت از فتح قلعهء فيروزكوه به دست شاه اسماعيل به ميان مىآيد ، مؤلّف مىنويسد : « آن حصار نيز از متانت به مرتبهاى بود كه عقل سليم و طبع مستقيم ، تسخير آن را بر سبيل قهر و غلبه از مقولهء امتناع مىشمرد . الحق قلعهاى چون سپهر برين از خرق و التيام برى ، و صعود بر آن چون عروج بر سپهر بيرون از حيّز مكنت آدمى و پرى . . . به اقبال بىزوال پادشاه فريدونفال قلعهء فيروزكوه نيز به حيّز تسخير سپاه بهرام انتقام درآمد . . . » [ 61 الف ] . اوصاف قلعهء دربند را بدين قرار بيان مىكند : « . . . آن قلعه بر فراز كوهيست كه ساكنانش ذخيره از دانهء سنبلهء آسمان مهيّا دارند و فارسانش در بروج دوازدهگانه همّت بر حراست گمارند . شرفاتش از انديشهء گمان برتر و فصيل بىعدليش توأمان با سد سكندر . . . » [ 88 الف ] و استحكام و حصانت قلعهء شنقار ، واقع در غرجستان ، كه به دست شاه طهماسب درهم كوبيده شد چنين تصوير شده است : « . . . ارتفاعش به مثابهاى كه باز بلندپرواز فكر بر شرفاتش به سالهاى دراز راه نتواند يافت و شاهين سرعت آيين وهم به بال استعجال به عمر جاويد از انتها بر فرازش نتواند رسيد . » [ 253 الف ] . از آن جايى كه سراسر كتاب روضة الصّفويّة پر است از تركيبات ، مفردات و اصطلاحات عرفانى و صوفيّه ، به احتمال قوى ميرزا بيگ خود مردى از اهل طريقت و سلوك بوده و در حقيقت مريد و ارادتمند شيخ صفى الدّين . نمونههايى از اين مفردات و اصطلاحات آورده مىشود و خاطرنشان مىگردد كه كليّهء اين تركيبات به ترتيب حروف تهجّى در بخش فهرست اعلام آورده شده است . اينك چند مثال : شيخ ، مريد ، مراد ، مرشد ، مرشد كامل ، سلوك ، اخلاص ، صوفيان صافى طويّت ، قدوة المشايخ ، سجادهء ارشاد ، معتكفان صوامع ، معارج هدايت ، جبين اخلاص ، ربقهء عبوديّت ، روشندل صافى ضمير ، سالكان درّ بحر ولايت ، حقّ اليقين ، و . . . ارزش تاريخى روضة الصّفويّة كتاب روضة الصّفويّة بدون شكّ يكى از اسناد گرانبهاى تاريخ ايران در عصر صفويست و موضوع آن به دورانى مربوط مىشود كه ايران اسير بلاى ملوك ملوكالطوايفى و جذر و مدهاى مشكلات سياسى و اقتصادى بوده است ، لذا حسّاسترين زمانها براى حصول به وحدت ملّى ايرانيان همين دوران است كه شاه اسماعيل با استفاده از موقعيّت