سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

65

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

[ پرتاب نارنجك به اتومبيل شاه ] روز پنجشنبه 24 محرم 1326 اعليحضرت همايونى ارواحنا فداه مىفرستند در مجلس و از وكلا احوال‌پرسى مىفرمايند . روز جمعه چند نفر از وكلا به حضور مشرف مىشوند و اظهار تشكر مىنمايند و عصر بنا بود كه به فرح‌آباد تشريف‌فرما شوند . سه به غروب سوار مىشوند . در سر سه راه تخت بربريها كه مىرسند نامردى نارنجكى مىاندازد . غافل از اينكه شاه در اتومبيل تشريف ندارند . زيراكه اتومبيل در جلو حركت مىكرده و دور او را هم سوار احاطه كرده بوده و شاه در كالسكهء اسبى عقب اتومبيل بودند . نارنجك جلو چرخ زمين مىخورد و مىتركد . مردم و سوار متفرق مىشوند . شيشهء اتومبيل را مىگيرد ولى به حركت‌دهندهء اتومبيل آسيبى نمىرسد . به اين يكى اكتفا نكرده يكى ديگر مىاندازد . بالاخره شش نفر مقتول مىگردند و جمعى هم زخمى مىگردند و يك نفر هم از زخمدارها كه شب پايش را جراح مىبرد مىميرد . صداى اين دو نارنجك از سر تخت بربريها تا كوچهء دردار آمد و خودم شنيدم كه گفتم توپ بود جهت سوارى شاه انداختند . بعد از انداختن نارنجك و [ 77 ] تفرقهء سوار خيلى سوارها در فرار هم تير تفنگ انداختند و خيليها را هم زخمى و لخت كرده بودند . شاه را جلو خانهء كالسكه‌چىباشى پياده مىنمايند . امير بهادر و حاجب الدوله و سايرين قدرى در خانهء كالسكه‌چىباشى توقف مىفرمايند و از آنجا تا به ارگ پياده تشريف مىبرند و ظفر السلطنه وزير جنگ را هم كسان و همراهان شاه بد مىگويند و گويا دست‌درازى هم كرده‌اند و خود شاه هم در حياط گلستان با چوب در سرش مىزنند . العهدة على الراوى ! ولى بايد دروغ و « سه‌روغ » باشد . الحمد للّه از بخت بلند شاه آسيبى به وجود مبارك شاه نرسيده است . مىگويند در خيابان متفرقه و جمعيت نبوده . اين نارنجكها از بالاخانه آمده است و دو سه خانه را چاتمه گذاشته‌اند و چند نفرى را گرفته‌اند . تا چه شود ! و امروز هم كه روز شنبه 26 است در جلو عمارت وزير مخصوص كه حال صاحب اختيار و حاكم فارس است يك نارنجك مىاندازد . يك نفر باغبان