سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
5
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
نمود خود را . . . « 1 » رسانيد . آن باغبانهاى آنجا گفتند اين شخص جزو نزاعيها نبوده و از شر چوب ايمن گشت ، و كسى از رفقا را نديد [ 5 ] مگر ميرزا . . . « 2 » و ميرزا سرخابى كه خوابيده بود و اسبابها را نديد . معلوم شد كه آن اجماع آمده و اسباب و الاغ را بردند و ميرزا عمو هم مهمان شده بود و آقايان را به اسيرى به باغ برده . در حين نزاع يك نفر از رفقاى محترم از شهر سواره آمده بود اسب آن بيچاره را هم گرفته بودند و او را هم در باغ برده بودند . بارى بعد از آنكه ميرزا صامت آمد و ديد كسى نيست و اين دو نفر را مىخواهند به باغ ببرند و در تفحص تفنگ هستند ، ميرزا صامت گفت بهتر آن است تفنگ را از ميان در برد كه برگه در دست نيايد . مجددا از ميان درختها فرار كرده كچول هم در ميان درختها بوده او هم همراهى نموده بود و در بيابان دواندوان تا خود را به صدر الدوله رسانيدهاند . در اواخر خيابان مشغول به خوردن توت هستند . از آنجا آنها را برده در دولاب برساند . مجددا رجعت نمود . كچول يكتاى پيراهن و زيرشلوارى بود . ميرزا صامت ازين بيشتر در خوف بود . چونكه در آنجا گفته بودند كه پيرمرد ساچمه خورده است . بالاخره سردارى و شلوار آدم صدر الدوله را گرفته پوشيده مراجعت كرده . نزديك باغ ديدند رفقا مىآيند . تا رسيدند گفتند فرار چرا كرده بوديد . تفصيل در بردن تار و تفنگ را به آقايان نقل نمود كه تفنگ و تار مال ميرزا صامت بود كه دلش مىسوخت و در فكر بود . بارى از آقايان سه تومان گرفتند و روانهشان نمودند . بعد ميرزا صامت سوار اسب شده به خط مستقيم رفته سر تار و تار را برداشته مراجعت نموده و به رفقا ملحق شده و آمدند شهر و از اسبابهاى يغمايى يك كاسه و ملاقه و يك سينى زير پياله نعلبكى كم شده بود . [ 6 ] [ هواي تيرماه ] [ 27 ربيع الاول 1321 ] وقايع خارجه و داخلهء حال تحرير كه ليل چهارشنبه 27 شهر ربيع الاول 1321 است و نود و چهار روز از عيد نوروز كه اول حمل باشد مىگذرد . از روز يكشنبه 24 الى حال سه روز عصرها از بعد از ظهر باد طرف
--> ( 1 ) . سه كلمه ناخوانا . ( 2 ) . جاى اسم سفيد است .