سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
223
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
اجازهء ورود به طهران را ندادند . [ 276 ] از قزوين به تنكابن رفتند و سپهدار امير اسعد را به جاى خود گذاشت ، ولى ايشان هم به طرف تنكابن حركت كردند . سيد محمد برادرزادهء سيد على يزدى كه در عدليه محبوس و زنجير شده بود ، در اول ماه رمضان پوش بزرگى در امامزاده زيد برپا كرده ، و اساس نماز و منبر را برپا كردند و سيد هم نماز مىخواند و هم وعظ مىكند و مردم ملتفت شدند كه سيد از طرف دولت و اشارهء شيخ آمده و مقصودش بدگويى از مشروطيت است . پس از چند روز كه مقصود سيد معلوم شد يك روز در سر نماز اسباب افتضاح آقا را فراهم آوردند . بعد از نماز آقا سر منبر رفت . سؤال كرد اى مردم آيا مىخواهيد من براى شما وعظ كنم . يكدفعه مردم گفتند نه خير نمىخواهيم ! خلاصه در كمال رسوايى مجبورا پوش را برداشتند . از اين وسايل معلوم است كه دولت خيال دادن مشروطه را ندارد . پنجشنبه 3 شوال ، 29 اكتوبر . قريب سيصد چهارصد نفر سوار بختيارى امروز به طهران آمدند براى رفتن به تبريز و دولت آنچه قشون داشت از سواره و پياده و غيره به استقبال آنها فرستاد و با كمال شكوه وارد شهر كردند . جمعه 4 شوال ، 30 اكتوبر . ميرزا محمد خان وكيل الدوله را به تقصير اينكه انجمن مخفى بر ضد دولت دارد و ادعاى مشروطهطلبى مىنمايد خواستند اول بكشند ، بعد از شفاعت چوب زيادى زده و تبعيدش نمودند و مبلغ گزافى هم جريمه كردند . [ 277 ] شنبه 12 شوال ، 7 نوامبر . جمعى از تجار و كسبهء مستبد را كه پيش از وقت انتخاب كرده و حاضر كرده بودند امروز در باغ شاه احضار كرده و گفتوگو از دادن مشروطه به امر شاه شد و ايشان اظهار تنفر نموده گفتند ما مشروطه را نمىخواهيم . و بعد از آن