سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

207

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

متقبل شد كه جزء قروضات جاريهء بانك قرض دولت محسوب نموده بدهند . بدين قسم صنيع الدوله را فريب دادند و وكلا هم در مجلس به صنيع الدوله اعتراض كردند و ايراد گرفتند و مردم هم بر ضد صنيع الدوله بدگويى مىكنند . شنبه 29 ربيع الثانى ، 30 مه . تمام رجال و اعيان و اركان و امرا و غيره در خانهء عضد الملك جمع شده و اظهار داشتند كه ضديت شاه با عموم ملت واضح و آشكار است و عمده ضديت به واسطهء چند نفر اجزاى دربارى است . اگر اينها خارج شوند و مردمان مصلح در دور شاه جمع شوند و به نصايح مشفقانه رفته‌رفته شاه را با ملت رئوف و مهربان خواهند كرد و اسباب آسايش عمومى خواهند بود و به توسط عضد الملك تبعيد اين چند نفر را خواستند . سه‌شنبه 2 جمادى الاول ، 1 ژوئن . استدعاى امرا و اركان قبول شد و امير بهادر و شاپشال [ 257 ] و امين الملك و مفاخر الملك و موقر السلطنه را از دربار اخراج و تبعيد نمودند . چهارشنبه 3 جمادى الاول ، 2 ژوئن . امير بهادر پناهنده به سفارت روس شد . پنجشنبه 4 جمادى الاول ، 3 ژوئن . طرف صبح يك‌دفعه صداى هياهو بلند شد . سرباز سيلاخورى به هيكل مخصوص از يك طرف فريادزنان و سوار كشيك‌خانه از طرفى در تاخت‌وتاز و سوار قزاق با توپخانه به سمت مجلس حركت نموده و اسباب وحشت و غوغاى عظيمى در شهر شد و سببش به كلى مخفى بود . بعد از يك ساعت معلوم شد كه شاه فرارا از شهر خارج شد و در باغ شاه رفت و در حين حركت شاپشال را گفتند كه شمشير برهنه پهلوى كالسكهء شاه بوده به محض رسيدن باغ شاه فورا اشخاصى كه تبعيد شده بودند دور شاه جمع شدند .