سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
179
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
متحصن شده بود تا آنكه روز جمعهء گذشته آمد او را امام جمعه نمودند و امام جمعه شد و الحق لياقت هم دارد . امروز مسيو يفرم خان رئيس نظميه تمام مقصرين را مرخص [ كرد ] و آنچه زنجير بوده بيرون برده و كندها را سوزانيده و رختخوابها را آتش زده كه تمام اين رختخوابها « مكروب » است و كند و زنجير و حبس لازم نيست . دزد بايد دستش بريده شود و قاتل كشته گردد و خلاف ديگر هم موافق قانون مجازات [ شود ] و عجالة [ 222 ] هركس دزدى كند و يا خيانتى نمايد كه بر من ثابت شود حكم آن و مجازات او همين گلولهء ده تير من است و نظميه را به اطاق نظام كه عدليه شد و در خيابان ارگ و روبهروى عمارت سلطنتى است آورده و نشسته مشغول كار است . امروز صبح از براى اسبها و تفنگها كه برده بودند خدمت حضرت وزير جنگ مشرف شده و تظلم كرده يك نفر مجاهد مأمور وصول شد . دو اسب را در يك كاروانسرا ديده بوديم . به معز السلطان رجوع شد و از آنجا به يفرم خان . بالاخره تا عصر دو اسب و يك ششلول را گرفته ، در صورتى كه يال اسب را زده و رنگ كرده و دم اسب را هم با جوهر قرمز رنگ كرده بودند . حفظ هرمحله به عهدهء مجاهدين همان محل است . ديگر سرباز و « ژاندارمه » نيست . تا بعد چه شود . يك روز قبل از ورود سپهدار به طهران عظيمزادهء مجاهد را با چهار نفر ديگر براى نظم انجمنهاى خمسه به زنجان فرستاده بودند . ملا قربانعلى امام سيم ( ؟ ) كه مستبد صرف و صرف مستبد است اجماع و آشوب [ كرده ] و بيچاره را با سه چهار نفر ديگر مىكشند و جماعت ديگر از قزوين مأمور خمسه شده . گويا از اينجا هم مجاهدين به خمسه بروند . تقريبا سيصد نفر در زنجان كشته مىشود . روز دوشنبه غرهء رجب حضرت سپهدار وزير جنگ و وزير داخله ، سردار