سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

مقدمه 20

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

نقل قطعاتى چند از نوشتهء او دلالت روشنترى بر دودلى و نگرانى خاطر مؤلف دارد ، از اين جمله : - « باز مشروطه‌خواهان قوت گرفتند . نمىدانم چه وضعى است . گويا مشروطه امام و بر حق است كه هميشه قوت با اوست . اگر اين مرتبه هم خدا مشروطه را يارى كند بايد هواخواه مشروطه شد . » ( ص 97 ) - « قرآن دروغ نيست . همين‌كه خلاف بر معاهده و شرايط قسم شد مسلما پاپيچ و شخص قسم خورده گرفتار اعمال خود مىشود . . . تشكر مىكنم كه از اين بليه آسوده‌ام . نه در نزد خدا مسئول و نه در نزد مشروطه مطرود و مغضوبم . هرچند ماها چه كاره هستيم . . . » ( ص 117 - اشاره است به قسم محمد على شاه ) . - « بنده يك نفر از اين ملت هستم . ولى بنده اقرار دارم كه زنم و طرفدار دولت و راهزن . . . » ( ص 142 ) . - « اين‌قدر مىدانم موقعى است كه نه به مشروطه و نه به استبداد مىتوان بد گفت و يا آنكه خوب گفت . . . » ( ص 195 ) . بالاخره موقعى كه محمد على شاه خلع مىشود و احمد شاه بر سرير سلطنت مستقر مىشود مىنويسد : « قربان خاك قدم رؤساى مشروطه ! و البته آنچه بگويم كم گفته‌ام و نوشته‌ام . زنده باد علماى مشروطه ، ظل السلطان ، ستار خان ، سپهدار ، سردار اسعد ، صمصام السلطنه ، يپرم خان ، حاجى سياح ، و مجاهدين . پاينده باد مشروطه . فنا شد استبداد . ولدالزنا آن كس است كه استبداد را بخواهد ولو آنكه در سال مبالغى عايدى داشته باشد . » ( ص 225 ) . مؤلف به مجلس شوراى ملى هم رفت‌وآمدى داشته است ، خواه از باب سمتى كه در دستگاه داشته و خواه از براى سروگوش آب دادن ( ص 93 ، 97 ، 108 ) . * * * نكاتى كه در باب متن بايد گفت چند مورد است و همه مختصر : مؤلف به مجلس شوراى ملى هم رفت‌وآمدى داشته است : خواه از باب دروغ ،