سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
158
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
عجالة مشروطه نيست . آثار همراهى ديده نمىشود . روز 24 هم اعلان شده كه كسى اسلحه برندارد و تفنگ نيندازد و اجماع نكنند . سپهدار در قزوين نشسته است و اشخاصى كه در سفارت عثمانى بوده بيرون آمدند مگر بيست نفر كه مانده و هستند . شاه كليهء قورخانه و توپخانه و اثاث سلطنت را به سلطنتآباد مىبرند . ولى پول جهت كرايهء گارى و مال نيست . قاطر هم در چمن است . هرروز خبرى مىشنويم . مىگويند سالدات روسى به تبريز آمده بهعنوان اينكه ما بين دولت و ملت نزاع نباشد و مىگويند كه به گيلان هم آمده . ولى بنده قبول نمىكنم . اينقدر مىدانم كه شاهزاده عين الدوله از تبريز به خمسه آمده و از خمسه به همدان رفته و از راه همدان به طهران مىآيد و در تبريز اردويى نيست . حال ما اهالى طهران خيلى بد است . هرساعت خبر وحشت اثرى و دروغهاى شاخدارى مىشنويم . اينقدر مىدانم موقعى است كه نه به مشروطه و نه به استبداد مىتوان بد گفت و يا آنكه خوب گفت . بد روزگارى است . بيچاره مردم بلاتكليف ماندهاند و طبايع از استبداد به اندازهاى منضجر شدهاند كه ما فوق آن متصور نيست . اشخاصى هم كه گوشت و پوستشان از خون استبداد پرورش يافته و به اندازهء خرى از مشروطه و لذت آن [ 195 ] نچشيده و نفهميده است حال مىگويد مشروطه و عدالت و اجراى قوانين محمدى خوب است . واقعا ماها بسيار بد مردمان خرى بودهايم و به اين خريت هم خواهيم مرد . گمان نمىكنم مملكت ما به دست خودمان آباد و جزو ممالك متمدنه به شمار آيد . كاشكى چند سال قبل مرده بوديم و يا آنكه پنجاه سال بعد به دنيا مىآمديم . ولى ماها خيلى شرافت داريم كه فهميده و متحمل همه قسم گرفتارى و سختى شده و مطالبهء حقوق خود را مىنماييم . ولى اگر مملكت را به دست خارجه نداديم مرديم و الا از زن و خر كوتكشى بدتر خواهيم بود ! عجالة . . . ما در ميان دو سنگ گرفتار فشار است و چرخ آسياى ما از نسيم شمال و آب جنوب در حركت و اضمحلال است .