سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
153
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
ما را عجب مردمان بيهوش و خبرى تصور كردهاند ! اما هستيم . مشروطهء صحيحى را دارا بوده اين را هم از دست داديم و حال تازه دستخط مشروطه آن هم به اين ترتيبات مىدهند . گمان مىكنند تا حال ابدا مشروطه نداشته [ ايم ] و شاه مرحوم نداده بوده است و يا اينكه قانون انتخابات نداريم و قانون اساسى به مهر وليعهد [ يعنى ] شاه حاليه و مرحوم مظفر الدين شاه را نديده و نداريم . آن هم تا سه ماه ديگر ! [ 188 ] گذشته از آن دواير دولتى تمام از روى قانون صحيحى بوده كه همه قانون را دارند . مگر اين ده دوازده ماه كه از روى بىقانونى بوده . گمان نمىكنم اين ملت بيدار گول اين دستخطها را بخورد . قسمهاى مكرر شاه هنوز در گوش مردم است و قرآن فرياد مىكند و با يك صندوق دستخط پارلمان را توپ بستند ! با اين دستخط تبريز و گيلان و اصفهان و خراسان و شيراز و كرمان و تربت و استرآباد و مازندران و عربستان ايران ساكت نخواهد شد . مختصر واقعهء گرفتن قزوين . شب چهاردهم ربيع الثانى كه مولود شاه است حاكم در جلو در عالىقاپى قزوين چراغان كرده بود و مطرب هم داشته است و خودش هم سردر نشسته بوده كه يك ساعت از شب سوار تقريبا شصت نفر مىرسد . در همان خيابان شليك مىكنند . بعد جلو مىآيند . اينجا روايت دو تا است و هردو هم از قزوين آمدهاند و پرسيدهام . يكى مىگفت بعد از آنكه جلو آمدند و حكومت فهميد كه سوار جارچى است سرباز را فرمان شليك داد كه تقريبا ده بيست نفر از مجاهدين كشته شده برگشتند . روايت ديگر كه خودش آمده و به خودم گفت اين است : گفت زياد جلو نيامدند . همان از دور قدرى شليك كرده و « بم » به زمين زده برگشتند . حكومت چنين گمان كرد كه فرار كردند و رفتند . بعد در ساعت سه از شب مجددا آمدند و تا صبح تير تفنگ بوده و « بم » هم مىانداختند . نتيجه برگشتن