سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

146

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

انقلاب را علانيه مىبينم . اين‌قدر نخواهد گذشت كه آتش فتنه بالا مىگيرد و از صغير و كبير و اعلى و ادنى و وضيع و شريف ، مستحق و غيرمستحق ، تر و خشك ، مفسد و غيرمفسد را مىسوزاند . يا رب آن آتش كه بر جان من است * سرد كن زانسان كه كردى بر خليل خداوندا خودت اصلاح كن و مفاسد را مرتفع گردان . عجب آتشى افروخته شده كه به اين آسانى خاموش نخواهد شد و آرام نخواهد گرفت . الهى خودت هدايت كن و آتش فتنه را بنشان . مىترسم كه مردم به هم بيفتند و مشروطه و مستبدى شود مثل روسيه كه مشروطه‌خواه به مستبد برسد بكشد . مستبد بر مشروطه‌خواه غلبه بجويد بكشد . امان ! امان ! باز هم امان ! الامان ! [ 179 ] مىترسم كه در دست دو همجوار خوانخوار ، يعنى روس و انگليس ، گرفتار شويم . يعنى مىگويند دولت ايران صغير و بىپول [ است ] و راه تجارت به كلى مسدود گشته ، قيمومت لازم دارد . به اين عناوين ناظرين معين نمايند و بفرستند . كدام مرد شيرافكن است كه جواب بگويد و تاب مقاومت بياورد ! و اگر يكى بود عيبى نداشت . از دو طرف ما را خواهند احاطه نمود . الهى كسى كه ما را به اين خيالات گرفتار كرد نابودش كن و ريشه‌اش بركن . روز 12 صفر دو نفر توپچى به حالت مستى در خيابان جليل‌آباد عبور مىكرده يك نفر سيد دستفروش كه آشنايى و دوستى داشته مىرسد . بعد از تعارف مىگويد رفيق از اين طرف نرويد شايد دم ادارهء نظميه از شما جلوگيرى بكنند . يكى از اين دو نفر با طپانچه سيد رفيق خود را مىزند و فورا جان را تسليم ، و توپچيها فرار كرده خود سيد از ميان رفت . به ملاحظهء اينكه توپچى است خون سيد را پامال نمودند . پسر حاجى شيخ فضل اللّه در رشت منبر رفته و گفته است كه من محمد پسر ابا بكرم . لعنت بر پدرم نماييد . هركس لعنت مىكند انگشت خود را حركت بدهد ! ما بين قشون دولت و ملت گيلان در منجيل به اين ترتيب شده . سوار غياث نظام