سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
مقدمه 16
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
را منقلب مىبينم . . . » مورد سوم امضاى اوست ذيل يادداشتى كه در صفحهء 202 نقل شده است . امضاى او در اين صفحه « احمد الحسينى » است . * * * اطلاع مفيد ديگرى كه از زندگى نويسنده در متن يادداشتها ديده شد وضع خدمتگزارى اوست در دستگاه و دربار محمد على شاه و كار كردنش زير دست « صاحب جمع » « 1 » . اين نكته از اشاراتى برمىآيد كه در باب صاحب جمع دارد از قبيل آنچه در صفحات 87 و 139 ( كه از او بهعنوان « آقا » ياد كرده ) و علىالخصوص در صفحهء 150 ديده مىشود . همچنين از اينكه در صفحهء 118 مىگويد كه از قاطرهاى شاهى براى امور ملك كردزار خود استفاده مىكرده است . يك بار هم صريحا مىنويسد : « صبح به موجب معمول دربخانه رفته ، آقاى صاحب جمع هم به موقع هرروزه درشكه خواسته سوار شده كه دربخانه بروند و رفتند . » ( ص 87 ) . * * * جز اين موارد ، مؤلف دوبار اشارهاى به « نوكرى » خود مىكند و اين دو مورد عبارت است از يكى : « اينقدر مىدانم راه دزدى و تعدى ماها بسته شده و ديگر دخلى نداريم » ( ص 55 ) . اين عبارت را بدان مناسبت نوشته است كه بر اثر قدرت مجلس شوراى ملى و ضعف دستگاه دربارى محمد على شاه تحديد كلى در حقوق افراد دولتى و مخصوصا اهل بيوتات به عمل آمد .
--> ( 1 ) . مراد از صاحب جمع كه چند بار نام او درين يادداشتها آمده است خان بابا خان صاحب جمع است كه آقاى مهدى بامداد در كتاب باارزش شرح احوال رجال ايران به اجمال احوال او را به دست داده است و عينا از آنجا نقل مىشود : « خان بابا خان صاحب جمع متولد 1250 خورشيدى در دستگاه محمد على ميرزا وليعهد در تبريز شغلش صاحب جمع بود و ملقب به انتصار السلطنه گرديد و بعد سمت صاحب جمعى براى او لقب شد . پس از خلع محمد على شاه و تبعيدش به همراه شاه به اروپا رفت و تا سال فوت شاه ممنوع در اروپا بود و بعد به ايران آمد . چندى ادارهء امور املاك احمد شاه و ملكهء جهان مادرش با او بود و در سال 1326 خورشيدى در سن 76 سالگى در تهران درگذشت . صاحب جمع مردى بود محترم ، خيلى مؤدب ، مهربان ، نيكنفس و ضمنا به شمس العرفا ارادت مىورزيد و از مريدان او بود . » ( ج سوم ، ص 443 ) .