ميرزا مهدي خان استر آبادى

مقدمهء مصحح 49

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى )

6 - اشعار : ابيات پراكنده‌اى بنام ميرزا مهدى خان در تذكره‌ها چاپ شده و ابياتى ديگر از وى نزد عامه مشهور است . در اينكه ميرزا مهدى خان طبع شعر داشته سخنى نيست ، چه در قديم شعر سرودن يكى از هنرهاى منشيان و فضلاى وابسته به دربار بوده است . ديوانى از طوفان هزارجريبى در كتابخانهء مدرسه عالى سپهسالار موجود است . اين شاعر معاصر ميرزا مهدى خان استرآبادى است ، و قصيده‌اى در ستايش نادر سروده و به نظر مؤلف دره رسانيده است . ميرزا مهدى خان در نامه‌اى كه به دو نوشته ويرا سخت ستوده و شعر او را تحسين كرده است . گردآورندهء ديوان طوفان اين نامه را در مقدمهء كتاب ثبت كرده است ، از اينجا نيز مىتوان به شعرشناسى و شاعرى مؤلف جهانگشا و درّه وقوف يافت . ابياتى كه در تذكره‌ها بنام او ثبت است : ز سوز عشق تسكين دل بىتاب خود كردم * ز آتش چارهء بىتابى سيماب خود كردم « 1 » ز پهلوى دل روشن شدم همچون صدف ويران * نمودم قطره‌اى را تربيت سيلاب خود كردم به آيين شهادت خودپرستم كرد از تيغش * كه هر زخم نمايان را بتن محراب خود كردم شدم در پردهء هر ذره پنهان عمرها كوكب * كه تا سير فروغ مهر عالمتاب خود كردم « 2 » مطلب مطلب گر همه خود پادشهى است * پيوسته سرانجام طلب روسيهى است گر ماه شود طالب و مطلوبش مهر * هر چند كه كاسه پر كند باز تهى است * * * چون حاصل عمر تو فريبى و دمى است * بيداد مكن گرت بهر دم ستمى است مغرور مشو به خود كه اصل من و تو * گردى و شرارى و نسيمى و دمى است « 3 »

--> ( 1 ) - صبح گلشن . رياض الشعراء ( ذيل كوكب ) . ( 2 ) - رياض الشعراء نسخهء خطى كتابخانهء ملى ( ذيل كوكب ) . ( 3 ) - صبح گلشن ص 489 . اين دو رباعى در درهء نادره ص 689 همين چاپ موجود است .