ميرزا مهدي خان استر آبادى
مقدمهء مصحح 46
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى )
چون كار تسخير قلعه بتأخير افتاد ، نادر آزرده شد ، و منشيان را كه ميرزا مهدى خان در جملهء آنان بود ، احضار كرد و بدانها گفت شما با قلمتراش و مقراض بقلعه حمله كنيد ، و آن را به تصرف درآوريد . منشيان رو بقلعه نهادند ، ولى به وساطت فرماندهان لشكر نادر از تصميم خويش منصرف شد « 1 » . بنقل لاكهارت نادر روز تاجگذارى ويرا از رياست رقمنويسان برداشت و او را به تاريخنويسى گماشت « 2 » . به سال 1159 بامر نادر به همراه مصطفى خان شاملو به دربار عثمانى رفت . خود وى در جهانگشا ( وقايع سال 1159 ) چنين آرد : « و از طرف شاهنشاهى نيز مصطفى خان شاملو و كاتب حروف به سفارت تعيين و تخت طلاى مرصع به لآلى غلطان كه حاصل عمّان را در جيب و دامان داشت با دو زنجير فيل رقاص كه از تحائف و غرائب هندوستان بود ، براى پادشاه والاجاه با نامهء دوستانه و صلحنامه ارسال داشته ، نامهء همايون و صلحنامه را بكاتب حروف و هدايا را به مصطفى خان تسليم نمودند » . ميرزا مهدى خان در بغداد از قتل نادر اطلاع يافت . از اينجا ديگر پايان حال او بدرستى معلوم نيست . مرحوم هدايت در شرح حال محمد مهدى خان شحنهء مازندران نويسد : « جدش ( حاجى محمد خان بيات ) در زمان نادر شاه مأمور ساختن چند فروند كشتى گشته . . . بعد از نادر شاه با ميرزا مهدى خان به مكهء معظمه رفته بمازندران بازآمد » « 3 » ظاهر عبارت چنان است كه مقصود همين ميرزا مهدى خان منشى است ، بنابراين مؤلف دره و جهانگشا توفيق حج هم يافته است .
--> ( 1 ) - عالم آراء تأليف محمد كاظم . نسخهء عكسى . ص 596 . ( 2 ) - نادر شاه گردآورى و ترجمهء آقاى دكتر شفق ص 133 . ( 3 ) - روضةالصفاى ناصرى ج 9 ذكر شعرا و فضلاى عهد خاقان مغفور .