ميرزا مهدي خان استر آبادى

مقدمهء مصحح 26

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى )

ديگر صنعت سجع است . به اين صنعت نيز چندان اهميّت مىداده كه گاهى براى آوردن يك سجع دو سطر عبارت ناهموار بهم پيوسته است . از جمله در اين عبارت : « انواع جواهر التّرصيع و اجناس الجناس البديع فى درج درج املائه الصّافى صواف ، و اصناف و شائح التّوشيح و التّلميح فى درج انشائه الضّافى على مواقع وقيع التّوقيع طوّاف ، ابن فضل اللّه ابى الفضل عبد اللّه الملقب بالوصّاف » كه همهء اين تكلّفات بخاطر ذكر كلمهء وصاف است . و مانند اين عبارت : و فرحى بى برح و فرجى بىترح و بلا و رحمتى بلا بلا و زحمت » ( ص 13 كتاب ) در اين مورد همانند صاحب ابن عباد است ، كه ابو حيان گويد از ابن مسيّبى پرسيدم عشق ابن عباد به سجع تا چه پايه است ؟ گفت تا بدانجا كه اگر داند سجع او نظام كشور را بهم مىزند و شيرازهء ملك را از هم مىگسلاند ، اين جمله را بپذيرد و از سجع خويش در نگذرد . صنعت ديگر مؤلّف تضمين آيات قرآن و امثلهء عربست ، و در اين باره مهارتى فراوان از خود نشان داده است . عنوانهاى كتاب ( جز هفت مورد ) با آيه‌هاى قرآن تضمين شده است . آيه‌هاى قرآن آنجا كه براى تتميم عبارت قبل آمده گاه چنانست كه اگر آيه را حذف كنيم در معنى اخلال پديد شود : « فزاى به جهت فزايش جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ ، و حاشيه‌نشينان كم‌كام كام‌بخش مُتَّكِئِينَ فِيها يَدْعُونَ فِيها بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَ شَرابٍ ( ص 481 كتاب ) « بسان رنگرزان آثار صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً در الوان رياحين و رنگ از آن ظاهر كرد ( ص 380 كتاب ) و گاه بر سبيل ارسال مثل است : « در ساحرهء خاك از گرد و غبار موكب فلك قرين آثار يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ مبين ساخت ( ص 401 كتاب ) و گاه براى تأكيد معنى قبل است :